همين چند وقت پيش بود كه خبر مرگ يك خانواده 8 نفر به دليل استيصال در معاش ، بعنوان مهمترين خبر تاثر برانگيزدر آغاز سال نو ، نقل مردم كوچه و بازار بود اما هنوز از شوك اين خبر بيرون نيامده با خبر شوك برانگيز ديگري كه در راس خبر هاي روز گذشته از قول منوچهر متكي وزير امور خارجه كشورمان از سوي خبر گزاري هاي داخلي و خارجي منتشر شد مواجه شدند خبر اين بود : ايران 50 ميليون دلار به مردم فلسطين كمك مي كند .
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، وزير امور خارجه كشورمان در مراسم اختتاميه "سومين کنفرانس بين المللی قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين"، گفت:"جمهوری اسلامی با الهام از خط و سيره بنيانگذار انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر انقلاب، حمايت از آرمان فلسطين را در سر لوحه سياست های خارجی خود قرار داده است." ، متکی افزود رييس جمهوری و دولت جديد نيز ادامه اين مسير را وظيفه قانونی و انسانی خود می دانند.
اگر چه كمك به مردم فلسطين به دليل قطع كمك هاي دول خارجه به دولت نو پاي حماس كه با به رسميت نشناختن دولت اسرائيل ، مورد غضب ابر قدرتمندان جهان قرار گرفته است ، يك وظيفه انساني وديني است .
نا گفته بر همه ايرانيان و جهانيان آشكار است كه از آغاز پيروزي انقلاب با برقراري نظام جمهوري اسلامي در اين آب و خاك ، مردم اين كهنه ديار همواره در ياري رساندن به همنوعان و هم كيشان خود در فلسطين ، پيشگام بودند ، چه آن زمان در آغاز پيروزي انقلاب كه ياسر عرفات رهبر فقيد فلسطينيان به ايران آمد وبا دست پر از كمك هاي نقدي و جنسي مردم اين آب و خاك ، با لبي خندان از ايران رفت و عاقبت هم در بزنگاه حساس ، زماني كه ايرانيان با دشمن متجاوز در جنگ بودند ، با حمايت از دشمن ، به اين مردم و نظام پشت كرد ، و چه در تمامي طول سال هاي پس از آن ، كه تاريخ 27 ساله نظام جمهوري اسلامي ، خود گواه اين ياري رساني هاي ايرانيان به ملت آزاديخواه فلسطين است ، اما آنچه امروز ملت گرفتار در معاش ايران رابا شنيدن اين خبر به تعجب وا مي دارد ، نه كمك به همنوعان مسلمان فلسطين است ، بلكه به دليل تهديدات خارجي كه هر آن بيم جنگ و تحريم ها ي اقتصادي و غيره وجود دارد و به همين دليل وضعيت فورس ماژور را بر كشورمان حاكم گردانيده تا بدانجا كه مسئولين با اشاره به تهديدات خارچي ملت را به سفت بستن كمر بند ها ترغيب مي نمايند ، انعكاس خبر كمك 50 ميليون دلاري از سوي دولت مردان ايران ، براي ملت گرفتار در تامين معاش اين آب و خاك ، شوك آور است ..
باز تاب خبر كمك 50 ميليون دلاري در بين ملت گرفتار ايران اين پرسش را مطرح مي سازد كه براستي آيا دولتمردان مهرورزي فراموش كرده اند كه به دليل وجود همين وضعيت فرس ماژور ، چندي پيش ، بودجه كشور با هزار اما و اگر ها در مجلس به تصويب رسانده اند ؟ آيا ، تصميمگيران خير حكومت ، خيل عظيم كارگران كارخانه هاي ورشكسته را كه هر روزه از يك گوشه از كشور براي شكايت از عدم دريافت دستمزد هاي معوقه خود ،در مقابل خانه ملت و ديگر نهاد هاي اجرايي كشور تجمع مي كنند ، نمي بينند و يا بي خبرند؟ آيا فراموش كردايم آن روايت از بزرگان دين اسلام را كه همواره بر سر منبر ها از قديم تا به امروز گفته مي شود كه : چراغي كه به خانه رواست به مسچد حرام است ؟
به نظر من، بيش از اين هم جا دارد. خلق خدا را ميتوان موظف كرد كه در برابر هيبت با صلابت اورانيوم 5/3 درصد غني شده تمام قد خم شوند و آن را تعظيم كنند زيرا ماده معجزهگري كه قادر است وضع زندگي ما را در همه ابعاد آن از توليد بيهزينه برق گرفته تا پزشكي و كشاورزي و حمل و نقل و لابد بيكاري و تورم و فساد و زنهاي خياباني به طرزي معجزهآسا تغيير بنيادي دهد و به قلههاي ثروت و قدرت و پيشرفت و تمدن برساند، حقا كه مستوجب تعظيم همه روزه است!
خب، تكليف ما ملت كه در برابر اين گنج معجزهگر روشن شد، باقي، ميماند وظيفه دولت كه هنوز روشن نيست ميخواهد در اين زمينه چه نقشي را به عهده گيرد.
دستيابي به ميله سوخت هستهاي در حالي كه رآكتوري براي استفاده آن موجود نيست، البته فضيلتي باورنكردني است بويژه اينكه تنها رآكتور هزار مگاواتي بوشهر نيز اولا معلوم نيست كي به بهرهبرداري برسد و ثانيا اگر هم روزي روزگاري در عهد نوادگان ما به بهرهبرداري رسيد، طبق توافق، روسها بايد به مدت ده سال سوخت آن را تامين كنند و ضايعات آن را تا ذره آخر به كشورشان بازگردانند.
با اين حساب، دولتمردان محترم يا بايد به ادامه توليد جزيي سوخت هستهاي ادامه دهند و آن را در جاهاي امن و پنهان انبار كنند تا شايد روزي به كار آيد و يا آن را به بهايي نازل به ينگه دنيا صادر كنند تا مورد مصرف استكبار جهاني قرار گيرد و يا آنكه با اعلام دستيابي به اين اكسير زندگيساز، تاسيسات اصفهان و نطنز را تعطيل كنند تا راه مذاكره با اروپا گشوده شود.
به گمان من، آنها قصد دارند همين كار سوم را بكنند. اصولا من از رفتار مقامهاي ايراني در گذشته چنين دريافت كردهام كه وقتي بر روي موضوعي جنجال و هياهوي بسيار ميكنند قصدشان انجام كاري در جهت عكس است.
جالب آنكه كشورهاي طرف مقابل ايران نيز در آن حد كه برخي انتظار داشتند واكنشي خشمگينانه بروز ندادند و البته دليلي هم براي اين كار وجود نداشت، زيرا اكسير حياتبخش در مقابل چشم بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي خلق شده بود و بنابراين موضوعي پنهان از نگاه غرب نبود. حتي مايكل لدين بيش از يك ماه پيش خبر آن را در يكي از مقالههاي خود درز داده بود!
به هر حال توقف فعاليتهاي غنيسازي با اين استدلال كه پس از دستيابي به اين دانش ديگر نيازي به ادامه چالشبرانگيز توليد صنعتي آن نيست، راه را بر بازگشت ايران و سه كشور اروپايي به ميز مذاكره ميگشايد اما اگر كسي فكر كرده است كه اين مذاكرات آسان و به نتيجه دلخواه خواهد رسيد فقط خود را ميفريبد.
اي بسا آمريكا ديگر به توقف فعاليت غنيسازي در ايران رضايت ندهد و خواستار برچيدن تاسيسات نطنز و اصفهان و انتقال ماشينآلات آنها براي انبار كردنشان در فلوريدا شود.
پس بحرانهاي ديگري در راه است، اما اي كاش دولتمردان ايران به جاي رفتارهاي نمايشي و گمراه كننده به گونهاي كه پنداري با ملتي كودن روبرو هستند، رفتاري مانند رهبران ساير كشورها در پيش ميگرفتند.
در انتظار مصوبه "مجلس"
از ۲۷ سال پيش مسئلهي "حجاب" و "بدحجابي" به يکي از معضلات اجتماعي بدل شده است. گرچه براي رعايت نکردن "پوشش شرعي" مجازاتهايي پيش بيني شده اما تعريف ويژگيهاي اين پوشش هنوز نامشخص است. در تبصرهي ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامي براي زناني که بدون "حجاب شرعي" در "معابر و انظار عمومي" ظاهر شوند مجازاتهايي پيشبيني شده اما تعريف دقيق پوشش شرعي هنوز روشن نيست. دادستان کل کشور برخورد با بي حجابي را وظيفهي پليس و نيروي انتظامي ميداند و نيروي انتظامي منتظرتصويب طرح مجلس است تا الگويي براي تشخيص "حجاب بد" و "حجاب خوب" مشخص شود.
"پليس" مدافع حقوق شهروندان!
در همين حال فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ اعلام کرده است که از اول ارديبهشت با زنان بدحجاب در شهر تهران برخورد مي شود .سرتيپ مرتضي طلايي از اينکه برخي زنان با تجاوز به حقوق ديگران اقدام به پوششهاي نامناسب و زننده و حتي در برخي موارد كشف حجاب كردهاند اظهار تاسف کرده و مي گويد: با اين گونه افراد كه بدون توجه به مقدسات ديني و ارزشهاي اجتماعي اقدام به رفتارهاي ناهنجار و پوششهاي نامناسب مي كنند برخورد قاطع مي شود. پليس، مدافع حقوق شهروندان است و در اين برنامه ريزي با كساني كه به نوعي آسيب به شان و شخصيت جوانان مي زنند و منشا اين ناهنجاريها هستند نيز برخورد مي شود .
"بدحجابي" و "تبعيض"
کارشناسان آسيبهاي اجتماعي يکي از پيامدهاي اجبارهاي غيرعملي را رواج اخلاق دوگانه، رياکاري و تظاهر در جامعه ميدانند و معتقدند نامشخص بودن مرز بايدها و نبايدها مردم را واداشته که خود را همواره در مرز ممنوعيتها احساس کنند تا در صورت امکان پا را از آن فراتر نهند. در اين ميان زنان و دختران نيز که هر روز نقش بيشتري در زندگي اجتماعي برعهدهميگيرند، مسئلهي حجاب را به امکاني براي اعتراض به تبعيض بدل کرده اند. در کمتر جامعهاي پوشش و آراستن ظاهر، به اندازهي ايران اسلامي، مشغلهي زنان و دختران و اخيرا حتي پسران است. از لاک هاي ناخن با شکل هاي مختلف و رنگهاي عجيب وغريب گرفته تا جورابهاي لنگه به لنگه، از تصوير گيس بافته روي روسري تا فکلهاي رنگي، از مانتوهاي چسبان تنگ و کوتاه بدن نما با زيپهاي کج يا چاکهاي فراوان تا پوشيدن شلوارهايي با پاهاي برهنه، پوشيدن شلوارک هايي که به تناسب موقعيت کوتاه و بلند ميشوند، استفاده از بلوز و شلوار، استفاده از کت و شلوار و دامن، استفاده از بلور و دامن، پوشيدن لباس نازک يا بدن نما، استفاده از شال نازک يا باريک به جاي روسري و نمايان شدن موي سر از جلو و عقب و پوشيدن اينها همه تلاشهايي است که هر انگيزهاي داشته باشد حتما يک نتيجه مشخص نيز خواهد داشت: دشوار کردن تعريف "حجاب خوب" و "حجاب بد" براي مسوولان کشوري.
اعتراف به ناتواني
چندي پيش يکي از نمايندگان مجلس ضمن اعتراف به ناتواني مسئولان در اجراي طرح موسوم به "مبارزه با بد حجابي" گفته بودعليرغم اينكه علاوه بر نيروي انتظامي، پليس 110 و دايره منكرات نيز مسئول مبارزه با بدحجابي هستند، اما نمي توانند به صورت گسترده با افراد بد حجاب كشور مبارزه كنند. به گفته محمد عباسپور: "افراد بدحجاب به جاي حفظ حرمت زن و جايگاه آن در اسلام با لباسهاي جلف در انظارعمومي ظاهر ميشوند و موجب افكار پريشي جوان ميگردند و دلهاي آنها را مي لرزانند. اين دختران، فساد خود را از ماهواره مي گيرند و ماهواره وار در خيابانها تردد مي كنند." پيش تر او در صحن علني مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد كرده بود "در مبارزه با بدحجابي پيش از به كار گرفتن روشهاي فيزيكي بايد از روش فرهنگي استفاده كرد." اين نماينده مجلس در تشريح "روش فرهنگي مبارزه با بدحجابي" گفته بود "براي مثال خانمهاي عفيفه [چادري] هميشه يك چادر اضافه در كيف خود داشته باشند تا اگر يک بدحجاب در حال مفسده بود با روي خوش به وي چادر تعارف كنند ولي اگر آن مفسد چادر را قبول نكرد، سپس به اقدام فيزيكي روي بياورند." رئيس مرکز اطلاع رساني فرماندهي نيروي انتظامي آذربايجان غربي نيز چندي پيش برخورد با زناني که به صورت بدحجاب اقدام به رانندگي مي کنند را مورد تاکيد قرار داده و گفته بود در اين رابطه عکس گواهينامه با حالت رانندگي مطابقت داده مي شود و اگر نوع پوشش همانند عکس گواهينامه نباشد با فرد برخورد مناسب انجام مي شود. به گفته "شهنام رضايي" افراد بدحجاب پس از دستگيري به يگان هاي نيروي انتظامي ارجاع داده شده و سپس به دادگاه مربوطه تحويل داده مي شوند.
آيت الله طباطبايي نژاد نماينده ولي فقيه در استان وامام جمعه اصفهان نيز گفته بود که فرهنگسازي ومقابله با بدحجابي بايد ابتدا از ادارات و ارگانها شروع شود. او که پيشترآمار داده بود که 74 درصد دختران ايراني باكره به خانه بخت نمي روند يادآور شده بود سازمانها و ارگانها ضمن كنترل كارمندان جهت رعايت شئونات اسلامي و مقابله با پوشش تنگ و كوتاه بايد در صورتيكه متوجه عدم رعايت آن توسط كارمند در خارج از اداره شوند آن را توبيخ كرده و بدينوسيله سطح جامعه را نيز كنترل كنند.
"روسري" يا " توسري" ؟
حجاب خوب کدام است؟ حجاب بد کدام است؟ اين پرسشي است که از ۲۷ سال پيش مطرح شده و هنوزهيچکس پاسخ روشني براي آن ندارد. اوايل انقلاب که تعدادي از زنان براي آزادي پوشش جلوي نخستوزيري تظاهرات ميکردند عده اي با شعار "يا روسري يا توسري" ظاهرا پوشياندن موها و بعدا به تن کردن مانتو را حجاب ميدانستند اما مسئولان هرجا توانستهاند نشان دادهاند که چادر و مقعنه را به عنوان "حجاب خوب" ترجيح ميدهند. تا همين اواخر پوشيدن چادر در دانشگاه هاي آزاد الزامي بود، در مدارس حتي پوشيدن جوراب سفيد منع ميشد و رنگهاي مجاز براي مانتو به چند رنگ محدود بود. بر کسي نيز پوشيده نيست که "چادري" بودن اگر علنا و صريحا شرط استخدام در ادارات دولتي نيست، شانس متقاضي را بيشترميکند. پوشش زنان از آنجا رنگ يک "معضل اجتماعي" به خود گرفت که از طرفي مسئولان بر سر تعريف حجاب خوب و بد با هم به توافق نميرسند و از سوي ديگر "حجاب خوب" خيلي وقتها در عمل غير قابل استفاده است. پوشيدن چادر و مقنعه در گرماي ۴۵ درجه همانقدر دشوار و بعضا ناممکن است که براي انجام بعضي شغلها دست و پاگير.
طرح "لباس ملي ايرانيان"
اما اين زنان و دختران "نيمه عريان" بايد چگونه پوشيده باشند و چه پوششي را بايد به عنوان "حجاب خوب" تبليغ يا اجبار کرد تا، بدحجابي وسيله اعتراض به نظام نشود؟ ظاهرا مسئولان نيز متوجه شدهاند که اجبار چادر و مقنعه به عنوان "حجاب خوب" ممکن نيست. و به همين دليل از سال گذشته بحثي در مجلس و بسياري ديگر از نهادهاي حکومت پيرامون طراحي "لباس ملي ايرانيان" آغاز شده است. پس از اشارهي رهبر جمهوري اسلامي، درمورد ضرورت جلوگيري از نابسامانيهاي فرهنگي و ساماندهي پوشش شهروندان: «براي ايجاد تنوع در لباس نبايد از مدلهاي غربي تقليد کرد بلکه مي توان با ارائه الگوهاي بومي و ايراني و طراحي" لباس ملي ايرانيان" اين نياز را تامين کرد»، ابتدا گروه مشاوران جوان شهردار، در دوران شهرداري محمود احمدينژاد و پيش از به برگزيده شدن وي به عنوان رياست جمهوري، خبر تدارک برگزاري جشنوارهي طراحي لباس ملي را اعلام کردند و سپس مرکز پژوهش هاي مجلس نيز زمينهي ارائهي طرحي براي ساماندهي مد و لباس را آغاز کرد. اين طرحها که به وسيلهي چند نهاد ديگر نيز پيگيري شد و مديريت آن بر عهده "مهلا زماني" صاحب امتياز "مجله مد لباس لوتوس" است هنوز به نتيجهي مشخصي نرسيده است.
گرچه پوشش مسئلهي هر روز مردم است موضوع "حجاب" و"بد حجابي" هر از گاهي و به مناسبتي موضوع روز ميشود و بحثهاي داغي به همراه ميآورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. امسال نيز، چون هر سال، تابستان و فصل گرما بازار بحث "بدحجابي" را داغتر کرده است.
دکتر زاهدی پاسخ داد که دولت احمدی نژاد تلاش می کند جو بین الملل را برای اهداف خود مساعد نماید و به دنبال این نیست که با کشورهای دیگر بستیزد. زاهدی تأکید نمود که باید به قسمت پر لیوان نگاه کرد و ایران با تأکید بر مقررات بین المللی پیش رفته و هم اکنون دوربینهای آژانس و بازرسین نظارت بر عملکرد ما دارند و ما هرگز تخطی ننموده ایم. هنوز آژانس کوچکترین انحراف ایران را اعلام ننموده است. غربیها شانتاژ بازی می کنند. از سوی دیگر علمای ما ساخت بمب اتم را حرام دانسته اند و هیچ فتوایی مبنی بر مجاز بودن ساخت سلاح هسته ای موجود نمی باشد. زاهدی افزود که ما همچنان خودمان را در چارچوب آژانس و ان پی تی می دانیم. نباید تحت تأثیر رسانه های غربی قرار بگیریم. دکتر زاهدی مکررا تأکید می نمود که نگرانی اصلی غربی ها خیزش عظیم اسلام خواهی در کشورهای اسلامی و حتی غربی است و با این روند وزیر علوم پیش بینی نمود که بزودی اسلام جهان را فراخواهد گرفت.
وزیر علوم افزود: یکی از رؤسای جمهور یکی از کشورها در ملاقات با یکی از مسئولان کشورمان گفته که زن و بچه من طرفدار شدید احمدی نژاد هستند، آنچنان عملکرد دولت جدید محبوبیت ایران و ج ا ا را در میان مردم دنیا افزایش داده که خدا می داند. وی در انتقاد به شورای امنیت گفت: شورای امنیت باید حافظ امنیت باشد نه آنکه برای کشوری که در راه رسیدن به یک فن آوری است نا امنی ایجاد کند. این یک آپارتاید علمی است که غربیها بدنبال آن هستند. ما باید محکم بایستیم و تاکنون هم ایستاده ایم. وزیر علوم گفت : از نظر تکنولوژی روز دنیا هم سطح کشورهای پیشرفته جهان هستیم و فقط در برخی زمینه ها باید کار بیشتری صورت بگیرد. دانشمندان ما با روحیه انقلابی بسیار بالامشغول زحمت کشیدن هستند تا برای مردم غرور آفرین باشند. وزیر علوم همچنین تأکید کرد که در فرایند فن آوری هسته ای رعایت استانداردهای محیط زیست نیز شده است و از این بابت جای نگرانی نیست. زاهدی گفت که انبارها و تجهیزات هسته ای ایران در جایی است که حتی اگر بمباران هم بشویم آسیبی نمی بینیم. موفقیت دانشمندان ما بیشتر به دلیل آنست که علم بومی شده است. وی البته توضیح نداد که این بومی شدن علم یعنی چه و اساسا چه ربطی به فنآوری هسته ای دارد؟.وزیر علوم که کرار ریاضی دان بودن خود را یادآور می شد و اینکه ریاضی دانهای همواره بر اساس برهان و استدلال عمل می کنند افزود: غنی سازی اورانیوم به مراتب مهمتر از ملی شدن صنعت نفت می باشد. زاهدی در پاسخ به سئوال احسان نراقی در خصوص انتصاب حجت الاسلام عمید زنجانی به ریاست دانشگاه تهران گفت که در طول رؤسای دانشگاههای بعد از انقلاب بالاترین سطح علمی را رؤسای دانشگاههایی که این دولت انتصاب کرده دارا می باشند. زاهدی در تعریف مقام علمی عمید زنجانی تا آنجا پیش رفت که وی را برجسته ترین استاد و محقق رشته حقوق در ایران دانست که چهل کتاب در این رشته تألیف کرده و حتی یک نفر هم همرتبه علمی ایشان یافت نمی شود. زاهدی پا را فراتر نهاد و گفت که عمید زنجانی در محافل بین المللی بعنوان حقوقدان برجسته ای محسوب می شود . وی افزود که در دولت قبل افراد صفر کیلومتر به ریاست دانشگاه منصوب شدند حال آنکه رؤسای فعلی دانشگاهها از دانشیار به بالا هستند. وی مدعی شد در طول تاریخ رویکرد علمی وزارت علوم به این خوبی نبوده است. از سوی دیگر شرائط مالی دانشگاههایی که از دولت قبل تحویل گرفته شده بسیار وحشتناک بوده است. به ادعای وزیر علوم برای اولین بار بعد از انقلاب در پایان سال گذشته هیچ دانشگاهی حتی یک ریال هم کسر بودجه نداشت و بعلاوه آنکه قریب سه سال هیچ بودجه ای در خصوص تحقیقات و فن آوری وارد وزارت علوم نشده بود اما ایشان ظرف دو هفته توانسته است صد میلیارد تومان تجهیزات برای دانشگاهها تهیه کند. وی افزود: با ریش گرو گذاشتن دویست میلیون دلار دیگر هم گرفتم . زاهدی در حالیکه که تأکید داشت این ارقام در جایی منتشر نشود زیرا مجلس برای سال بعد به وزارت علوم پول نخواهد داد گفت: بودجه سال پیش چهار صدو پنجاه میلیارد تومان بود اما من پانصدو پنجاه میلیارد تومان هم مازاد بر آن ظرف شش ماه وارد وزارت علوم کردم.
یکی از دانشجویان مقطع دکتر رشته حقوق دانشگاه سوربن که از شاگردان سابق عمید زنجانی نیز بوده است به اظهارات غلو آمیز دکتر زاهدی در خصوص آقای عمید زنجانی اعتراض نمود و گفت یک دانشجوی دوره لیسانس حقوق هم خوب می داند که در این رشته اساتید بسیار برجسته تری از ایشان وجود دارند . دانشجوی مذکور از وزیر پرسید که چرا آقای عمید فاقد مدرک دکتری هستند؟ دانشجوی مذکور همچنین در خصوص اظهارت منسوب به وزیر علوم در رابطه با اعزام دانشجویان به حوزه علمیه بجای اعزام به دانشگاههای خارج سئوال نمود که وزیر بلافاصله آنرا تکذیب نمود اما بعد بگونه ای صحبت کرد که تا حدودی آنرا تأیید نمود و حضار بالاخره نفهمیدند که ایشان قائل به این حرف می باشند یا خیر.
دکتر زاهدی در ادامه توضیحات نه چندان منطقی خود گفت که عمید زنجانی استاد راهنمای بیش از سی پایان نامه دوره دکتر بوده است چطور می توان مراتب علمی ایشان را انکار نمود.
در ادامه جلسه یکی از دانشجویان بورسیه رشته هنر که در خصوص مشکلات شخصی اش بشدت گلایه مند بود گفت: سه ماه پیش که شما در یونسکو سخنرانی نمودید ما امیدوار شدیم و نهاری خوردیم که حالا به ما حرام شد زیرا پاسخی که وزارت علوم در خصوص حکم بورس اینجانب ارسال نموده است ناعادلانه می باشد. دانشجوی مذکور با حالتی متأثر و تا حدی معترض به بیان درد دل خود پرداخت اما با واکنش شدید وزیر علوم مواجه شد. زاهدی که گمان برده بود دانشجوی معترض وی را به حرام خواری متهم کرده وی را نکوهش شدید نمود و از وی خواست تا نسبت به جمهوری اسلامی شکرگذار باشد نه گلایه مند که دانشجوی مذکور خود را از خانواده شهدا معرفی نمود که باز زاهدی به شیوه تند خود ادامه داد و نهایتا کار این دانشجو و وزیر به بعد موکول شد هر چند سرپرست دانشجویان ایرانی دکتر رحمتی به حمایت از دانشجوی مذکور به میدان آمد.
یکی از حاضرین در خصوص سخنان رئیس جمهور مبنی بر حذف اسرائیل از نقشه جهان پرسید ، وزیر علوم پاسخ داد که اساسا رئیس جمهور چنین سخنی نگفته است . در بخش پایانی وزیر علوم هنگامی که قصد داشت از دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین نام ببرد به اشتباه "دانشگاه بین المللی امام خمینی قم" گفت که حاضرین اشتباه ایشانرا متذکر شدند اما زاهدی مجددا به اشتباه خود ادامه داد و خطای خود را تصحیح ننمود..
