جمهوري اسلامي بدون اطلاع مردم ايران ميلياردها دلار از ثروت ملي را مصروف ساخت پروژههاي محرمانه هستهاي كرده است. پس از افشاي مساله، رژيم از طريق تبليغات يك سويه و به روشهاي غيردموكراتيك، به گمان خود، اين موضوع را به مطالبه ملي تبديل كرده است. اما به هيچ وجه به مردم و نخبگان اجازه گفتوگوي آزادانه و منتقدانه درباره اين موضوع در عرصه عمومي را نميدهد. اكثر روشنفكران و نخبگان با سياستها و اقدامات حكومت در اين باره مخالفند، اما از طريق سانسور شديد، تهديد و ارعاب از اعلام نظر مغاير محروم شدهاند. در غياب گفتوگوي استدلالي دموكراتيك، حكومت انرژي هستهاي را با تبليغات ايدئولوژيك [آگاهي كاذب به تعبير ماركس] به عنوان حلال تمام مشكلات كشاورزي، پزشكي، اقتصادي و ... مطرح ميكند.
ميدانيم كه كشورهاي توسعه يافته مجهز به مدرنترين نيروگاههاي هستهاي هستند و به لحاظ ايمني از بهترين تجهيزات ايمني بر حفاظت از اين نيروگاهها استفاده ميكنند. با وجود اين، مدافعان محيط زيست از طريق نهادهاي مدني به روش نافرماني مدني [civil disobedience] در مقابل نيروگاههاي اتمي خود را با زنجير به دربها يا بر روي ريلهاي قطار ميبندند تا مانع ادامه كار آنها شوند و از آلودگي محيط زيست ممانعت به عمل آورند. جنبشهاي صلحطلب و جنبشهاي مدافع محيط زيست از دولتها ميخواهند كه سلاحهاي اتمي را برچيند. اين جنبشها به شهروندان گوشزد ميكنند: نبايد اجازه دهيد در شهر شما موشك داراي كلاهك اتمي مستقر شود،يا نيروگاه اتمي در شهر شما تأسيس شود، چون احتمال بروز خطر و آلوده شدن فضاي زيست به مواد راديواكتيو وجود دارد. در كشور ما، در غياب جنبشهاي مدني، برخلاف تمام دنيا، رژيم طرفدارانش را به اين مكانها برده و در حمايت از پروژههاي هستهاي دست به تظاهرات ميزنند. هيچ كس دقيقاً نميداند پروژههايي كه كاملاً مخفيانه ساخته شده و كار ميكنند چه خطراتي براي جان آدميان و محيط زيست دارند. چون معلوم نيست از نظر فناوري در چه سطحي قرار داريم و تكنولوژي خريداري شده در بازار سياه تا چه حد پيشرفته است و تا چه ميزان در اين تأسيسات مسائل ايمني رعايت شده است. آيا تا كنون حادثهاي، كوچك يا بزرگ، روي داده است يا نه؟ اگر كشورهاي غربي از دستيابي ايران به بمب اتمي ميهراسند، جامعه روشنفكري ايران از تكرار فاجعه چرنوبيل در ايران ميهراسد. رژيم جمهوري اسلامي بارها اعلام كرده است كه هزاران صفحه اطلاعات در اختيار آژانس بينالمللي انرژي اتمي قرار داده است. 
پرواضح است كه اين اطلاعات از طريق آژانس در اختيار كشورهاي غربي قرار گرفته شده است. چيزي انتزاعي به نام آژانس وجود ندارد. آژانس يعني نمايندگان آمريكا، آلمان، فرانسه، انگليس، روسيه، چين، هند و ... پس هر گزارشي به آژانس، گزارش به سازمان جاسوسي آمريكا [سيا]، سازمان جاسوسي انگليس [اينتليجنت سرويس]، ديگر سازمانهاي جاسوسي دنيا و حتي سازمان جاسوسي اسرائيل [موساد] است. رژيمي كه مردم خود را بيگانه، غيرخودي و نامحرم تلقي نمايد، مجبور ميشود قدرتهاي خارجي را محرم تلقي كند و اطلاعاتي كه از مردم خود دريغ ميدارد، در اختيار آنها بنهد. آژانس از طريق دوربينهاي دائمي و بازرسي هاي مكرر اين مكانها را تحت نظر دارد. اما يك صفحه از اين اطلاعات در اختيار مردم ايران قرار نگرفته است. مردم ايران به طور مطلق از پروژه دانش هستهاي جمهوري اسلامي بياطلاعاند. درباره آن نميتوانند [حق ندارند] گفتوگوي نقادانه داشته باشند. اين فرايند كاملاً غيردموكراتيك است . بايد در عرصه عمومي و از طريق گفتوگوي استدلالي-انتقادي به رژيم اعلام كرد كه فقط انرژي هستهاي نيست كه حق مسلم مردم ايران زمين است، زندگي صلحآميز، آزادي بيان و انديشه، عزت و كرامت و سربلندي، حفظ ايران از نابودي از طريق ممانعت از گرفتار شدن در جنگي ناخواسته، توسعه و رفاه، عدالت و حقوق بشر و ... هم حق مسلم ايران زمينيان است . به راستي اگر ميلياردها دلاري كه طي دو دهه گذشته صرف اين پروژه به كلي سري شد، صرف زيرساختهاي ملي ميگرديد، اينك در چه وضعي قرار داشتيم. در يك فضاي آزاد دمكراتيك، دگرانديش ايراني ميپرسد: مگر اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي داراي نيروگاههاي هستهاي و سلاح اتمي نبود؟ آيا نيروگاههاي هستهاي و سلاحهاي اتمي آن امپراتوري ورشكسته را از فروپاشي، تجزيه، فقر و عقب ماندگي، توتاليتاريسم و استالينيسم نجات داد؟ اگر نظام سياسي متكي بر مردم و ناشي از مردم نباشد و به روشهاي دمكراتيك و مسالمتآميز نتوان درباره آن گفتوگو و آن را سرنگون كرد، نيروگاههاي هستهاي و سلاحهاي اتمي در بزنگاههاي تاريخي به داد آن رژيم نخواهد رسيد و مانع فروپاشي آن نظام نخواهد شد. عرصه سياسي بايد شفاف و آَشكار و نقدپذير باشد.
