در فرهنگی که نوشدارو بعد از مرگ سهراب می رسد، علاج واقعه را نمی توان قبل از وقوع کرد. به همین خاطر وقتی در یکشنبه پیش بازی ایران و مکزیک به پایان رسید، خیل عظیم هواداران مکزیکی تا ساعاتی پس از نیمه شب "نورنبرگ" را قرق کرده بودند و دست از شادی و پایکوبی برنمی شستند.
این در حالی بود که طرفداران تیم ایران - که تعدادشان کمتر از یک پنجم رقیب بود-، غمگین و سرافکنده راهی منازل خود می شدند. ایرانیان یک بار دیگر احساس کردند که در میدانی بازنده شده اند که سزاوار آن نبوده اند.
کنفرانس مطبوعاتی مربیان تیم ملی در شهر کوچک و زیبای فردریش هافن در حالی ترتیب داده شد که اخبار دریاقتی از ایران حاکی از وضعیتی مشابه بود. اعتراضها عموماً متوجه مربی تیم و علی دایی شده بود، جایی که به نظر می آمد حلقه اصلی تصمیم گیری شکل می گیرد.
ایرانیان یک بار دیگر احساس کردند که در میدانی بازنده شده اند که سزاوار آن نبوده اند سالن کنفرانس مطبوعاتی تیم ملی ایران در هتل زیبا و کلاسیک شهر، مملو از خبرنگاران ایرانی بود و تعدادی خبرنگار خارجی نیز حضور داشتند. اما با غیبت علی دایی و میرزاپور از این جلسه - که چنین شایع شده بود که خود را برای پاسخگویی آماده خواهند کرد-، روشن شد که برانکو ایوانکوویچ آماده است تا با حضور خود، یک تنه در برابر سیل انتقادات ایستادگی کند.
به گفته مربی تیم ملی ایران اگر سلسله اشتباهات منتهی به گل دوم مکزیک را رده بندی کنیم، نوبت به ترتیب به حسین کعبی ، رحمان رضایی، و سپس به میرزاپور خواهد رسید. چنانچه او به تاکید گفت که یک تیم هرگز در تمریناتش، پاس به دروازه خودی را تمرین نمی کند!
برانکو به یاد همگان آورد که مکزیک سرگروه و دارای مقام چهارم رده بندی فیفاست و تذکر داد این تیم در دو سال گذشته بر برزیل و آرژانتین غلبه کرده است. و چنین بود که به خبرنگاران ایرانی حاضر در کنفرانس مطبوعاتی خاطر نشان کرد که از یاد نبرند که با تیم ایران در جام جهانی حاضر شده اند!
برانکو که به همراه بازیکنان تیم ایران چهار بار بازی تیم مکزیک را مرور کرده بود، اعتقاد دارد که مکزیک در نیمه دوم کار خاصی صورت نداد و تنها از اشتباهات بازیکنان ایران سود برد. یکی از خبرنگاران ایرانی به طعنه می گوید: "اگر تیم ایران به رختکن نمی رفت، شاید قادر بود از نتیجه نیمه اول دفاع کند؟!"
هنوز کسی حاضر نیست تا در باره مشکلات تیمی که شمار بسیاری آن را ضعیف ترین تیم جام جهانی ۲۰۰۶ می دانند، بی پرده صحبت کند. اما در لابلای صحبتهای خودمانی خبرنگاران ایرانی و خارجی، می توان به دلایل متعدد و مهمی پی برد.
اینکه کریمی چنان آسیب دیده که حتی قادر نیست نیمی از بازی خود را به نمایش بگذارد؛ مهدوی کیا برای آنکه هر چند دقیقه یک بار خودی نشان دهد از جریان بازی خارج می شود؛ کعبی اساساً در هنگام دفاع موفق نیست؛ رحمان رضایی درگیریهای نزدیک را می بازد؛ میرزاپور نمی تواند از پاس خود استفاده کند؛ و یا اینکه علی دایی سالهاست که موقعیت شهریاری خود را از دست داده است.
در پشت سر مربی تيم ملی فضایی آمیخته از اختلاف، عقده گشایی، کوته بینی و سوء مدیریت نهفته است ایرانیها ضرب المثلی دارند که می گوید ترس برادر مرگ است. هیچکس از محافظه کاری مربیان تیم ملی سخن نمی گوید. آنها بسیار خوش شانس بودند که در بازی اول به دلیل ترس زیاد خود، تنها سه بار مردند. در حالی که شاید می توانستند به دفعات شاهد مرگ خویش باشند.
برانکو از آن مربیانی نیست که بازیکنان خود را قربانی ضعفهای خویش می کنند. این مسئله، دست کم در کنفرانس مطبوعاتی ظهر چهارشنبه مشهود بود. اما در عین حال کسی هم نیست که بتواند در برابر موج خشم و نارضایتی مردم از نتایج تیمی دفاع کند که زیبا بازی نمی کند.
در عین حال، به رغم آنچه ظاهرا به نظر می رسد، او تنها کسی نیست که در این میانه مقصر است. در پشت سر وی فضایی آمیخته از اختلاف، عقده گشایی، کوته بینی و سوء مدیریت نهفته است که کمتر کسی ممکن است از سایه های شوم آن جان سالم به در ببرد.
کسی دیگر به حجتهای مربی برکنار شده توجه نخواهد کرد. این را زنگ تلفنهای دستی که یک در میان در لابلای سخنان او به صدا در می آیند و توجهی به تذکرات مدیر جلسه نمی کنند ، تذکر می دهند. برای ایرانیان جام جهانی ۲۰۰۶ آغاز نشده، پایان یافته است.