دوشنبه پنجم تیر 1385
روز گذشته روزنامه رسالت سخنان محسن غرويان يکي از شاگردان مصباح در باره "جرم بودن آزادي انديشه" را منتشر کرد. غرويان که سخنانش تشريح علني تر عقايد مصباح يزدي است، چند ماه پيش هم گفته بود که از نظر آيت الله خميني مردم نقشي تعيين کننده اي در تشکيل حکومت اسلامي ندارند. سخني که با عکس العمل تند هواداران بنيانگذار جنهوري اسلامي روبه رو شد. اين بار اما محسن غرويان، آزادي انديشه را "خلطي بس بزرگ و پر مخاطره" نام داد.
اين سخنان بار ديگر نشان داد كه جريان مصباحيسم و طرفداران آن نه تنها با آزادي بيان و حقوق شهروندي بكلي بيگانه اند بلكه در فهم دين و تحليلهاي اجتهادي،علمي و منطقي خود دچار لغزش و انحراف شده اند.
طرفداران مصباحيسم بارها نشان داده اند كه به جاي آنكه به برسي آزاد تحليلهاي ديني-اجتهادي-علمي بپردازند و به نتايج تازه برسند و مجهول هاي تازه اي كشف كنند،تمام هدفشان اين است كه آنرا با ملاكهاي خودشان منطبق سازند و غالبا به سراغ تحقيق علمي و اجتماعي هم كه مي روند نه براي كشف مجهولي است و شناخت واقيتي،بلكه براي اثبات بيشتر همان ملاكها و محك هاي اعتقادي شان است كه مي كوشند .
اينان اعتقادي به اين سخن پيامبر ندارند كه مي فرمايند:مذهب مجموعه اي از مفاهيم و احكام ثابت،يكنواخت و منجمد نيست.هر كسي بميزان عمق ادراك و غناي فرهنگي اش،درجه اي از اين حقيقت را در مي يابندكه با دريافت ديگري نه تنها يكي نيست،كه حتي ميتواند مغاير باشد.
در گذشته اينان از مذهب به عنوان "سلاح معنوي" تنها براي توجيه فكري و اعتقادي وضع موجود،تضاد طبقاتي و طبيعي نمودن و بلكه خدايي نشان دادن جايگاه اجتماعي هر فرد و گروه و طبقه در سلسله مراتب جامعه استفاده مي كردند اما اين گفته هاي آقاي غرويان دلالت بر تلاش امروزي آنان نه تنها براي سيطره بر كليه امور جاري زندگي مردم،بلكه دخالت مستقيم و جابرانه بر طرز تفكر مردم دارد.
تجربه نشان ميدهد كه عقايد مذهبي و اجتماعي،مادامي كه بوسيله عقل مورد مراقله و بازنگري قرار نگيرد،به خرافات منتهي مي شود و به نظر ميرسد اين همان چيزي است كه طرفداران اين طرز فكر خواهان آنند.
آنان مي دانند كه موفقيت دمكراسي تا حدود زيادي وابسته به قدرت شهروندان در بازشناسي استدلالهاي درست از نادرست و گمراه نشدن با التباسها و ابهامات است.بنابراين تلاشهاي خود را براي القاي غالبهای فكري و مرگ فرهنگ تفكر در جامه به كار بسته اند.
دكتر علي شريعتي در يكي از مجموعه سخنراني هايش تحت عنوان وحدت ديني به اين مسئله اشاره و درباره عواقب آن هشدار ميدهد:هر جا در هر ملتي،هر مذهبي،هر حزبي و هر جامعه اي كه وحدت علمي و وحدت غالبهاي اعتقادي بوجود آمد علامت اينست كه يا در آن جامعه استبداد فكري و اعتقادي وجود دارد و يا مرگ گريبانگير فكر و انديشه شده.
bardashtehazad@yahoo.com
اين سخنان بار ديگر نشان داد كه جريان مصباحيسم و طرفداران آن نه تنها با آزادي بيان و حقوق شهروندي بكلي بيگانه اند بلكه در فهم دين و تحليلهاي اجتهادي،علمي و منطقي خود دچار لغزش و انحراف شده اند.
طرفداران مصباحيسم بارها نشان داده اند كه به جاي آنكه به برسي آزاد تحليلهاي ديني-اجتهادي-علمي بپردازند و به نتايج تازه برسند و مجهول هاي تازه اي كشف كنند،تمام هدفشان اين است كه آنرا با ملاكهاي خودشان منطبق سازند و غالبا به سراغ تحقيق علمي و اجتماعي هم كه مي روند نه براي كشف مجهولي است و شناخت واقيتي،بلكه براي اثبات بيشتر همان ملاكها و محك هاي اعتقادي شان است كه مي كوشند .
اينان اعتقادي به اين سخن پيامبر ندارند كه مي فرمايند:مذهب مجموعه اي از مفاهيم و احكام ثابت،يكنواخت و منجمد نيست.هر كسي بميزان عمق ادراك و غناي فرهنگي اش،درجه اي از اين حقيقت را در مي يابندكه با دريافت ديگري نه تنها يكي نيست،كه حتي ميتواند مغاير باشد.
در گذشته اينان از مذهب به عنوان "سلاح معنوي" تنها براي توجيه فكري و اعتقادي وضع موجود،تضاد طبقاتي و طبيعي نمودن و بلكه خدايي نشان دادن جايگاه اجتماعي هر فرد و گروه و طبقه در سلسله مراتب جامعه استفاده مي كردند اما اين گفته هاي آقاي غرويان دلالت بر تلاش امروزي آنان نه تنها براي سيطره بر كليه امور جاري زندگي مردم،بلكه دخالت مستقيم و جابرانه بر طرز تفكر مردم دارد.
تجربه نشان ميدهد كه عقايد مذهبي و اجتماعي،مادامي كه بوسيله عقل مورد مراقله و بازنگري قرار نگيرد،به خرافات منتهي مي شود و به نظر ميرسد اين همان چيزي است كه طرفداران اين طرز فكر خواهان آنند.
آنان مي دانند كه موفقيت دمكراسي تا حدود زيادي وابسته به قدرت شهروندان در بازشناسي استدلالهاي درست از نادرست و گمراه نشدن با التباسها و ابهامات است.بنابراين تلاشهاي خود را براي القاي غالبهای فكري و مرگ فرهنگ تفكر در جامه به كار بسته اند.
دكتر علي شريعتي در يكي از مجموعه سخنراني هايش تحت عنوان وحدت ديني به اين مسئله اشاره و درباره عواقب آن هشدار ميدهد:هر جا در هر ملتي،هر مذهبي،هر حزبي و هر جامعه اي كه وحدت علمي و وحدت غالبهاي اعتقادي بوجود آمد علامت اينست كه يا در آن جامعه استبداد فكري و اعتقادي وجود دارد و يا مرگ گريبانگير فكر و انديشه شده.
bardashtehazad@yahoo.com
نوشته شده توسط آزاد كاشاني در ساعت 14:23 | لینک
|
