آنچه در ذیل می آید مقاله نشریه دانشجویی طعم آزادی است که در دانشگاه امیرکبیر منتشر می شد و به خاطر درج این مقاله ابتدا سه ماه توقیف و در نهایت بطور کامل لغو امتیاز شد.

دیکره در زبان یونانی به معنای گفتن و تقریر کردن است و دیکته به معنای قانون بوده و دیکتاتور به قانون گذار گفته میشد که همان شخص پادشاه بود . اما این لفظ به دلایلی از جمله جاه طلبی حاکمان که به نام قانون به مردم زور می گفتند تغییر کرده و معنایی غیر از معنای اصلی خود گرفته و به شخص زورگو با عقایدی خشک و ایدیولوژیک گفته می شود .
در ایران به دلیل پیوندهای تاریخی که نظام سلطنتی با دیکتاتوری داشته همیشه این دو واژه معادل هم قرار گرفته اند در حالی که این یک اشتباه است و پادشاه یا ملکه به ویژه از صد سال پیش به این طرف نماد وحدت ملی در کشورهایی چون انگلستان هلند دانمارک سوید و ژاﭙن است . در واقع دو واژه ی سلطنت و حکومت از هم جدا شده اند و پس از آغاز قرن بیستم کسانی که می خواستند هم سلطنت کنند و هم حکومت بر افتادند . که نمونه هایی از آن را در کشورهای آلمان و روسیه داریم . حتا خوان کارلوس پادشاه کنونی اسپانیا نه به این دلیل که نوه ی آلفونسوی سیزدهم آخرین شاه اسپانیا پیش از دیکتاتوری فرانکو است بلکه به دلیل پشتیبانی از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی و هواداری از آزادیخواهان محبوب مردم گشته و توانسته است بر تخت باقی بماند .
در قرن گذشته که فاصله ی زیادی از آن نگرفته ایم تعداد حکومتهای پادشاهی بر مبنای مشروعیت موروثی بسیار کم شد اما دیکتاتوری بیشتر از قرون گذشته و در جلوه های زیادی از جمله مخفی شدن پشت مفهوم آزادی خواهی ، انقلاب ، و حتی دوکراسی ظاهر شده است . ظهور افرادی مانند هیتلر موسولینی استالین آتا ترک سوکارنو صدام و … به ما این حق را می دهد که این قرن را قرن دیکتاتوری بنامیم . هر چند فاسیشت موسولینی و نازیسم هیتلر را نمی شود با کمونیسم استالین مقایسه کرد ولی همه ی آنان در سرکوب مخالفان خود تلاش بسیار کرده اند و جنس همه ی این حکومتها دیکتاتوریست .
اما یک نکته ی جالب توجه در مورد دیکتاتوری وجود دارد که بسیاری از آزادیخواهان به خصوص در ایران به آن توجه نمی کنند . بر خلاف تصور آزادیخواهان ، دیکتاتوری همیشه برای بسیاری از مردم سرزمینها و تمدنهای مختلف جاذبه قوی داشته و دارد . دموکراسی از مردم می خواهد که در تک تک امور آزادانه تصمیم بگیرند و در نتیجه مسیولیت تصمیمی را که می کیرند نیز بر دوش بکشند . اما دیکتاتوری آزادی انتخاب را می گیرد ولی در عوض وعده ی نان و امنیت می دهد . و این همان چیزیست که بسیاری از افراد حاضر به فدا کردن آزادی خود در قبال به دست آوردن آن هستند . بدون آزادی می توان زنده بود ولی بدون نان نه . هر چند در نهایت در دیکتاتوری نه از آزادی خبری هست و نه از نان و امنیت .
دیکتاتوریهای به وجود آمده در دنیا هرچند با هم متفاوت هستند ولی دارای ویژگیهای مشترکی نیز بوده که می توان خصلتهای مسترکی را برای یک حکومت دیکتاتور در نظر گرفت . ویژگیهای عمومی دیکتتاتوریها را می توان به قرار زیر دسته بندی کرد
انحصار طلبی و طرد غیر خودیها : صرف به میان آمدن بحث خودی و غیر خودی در روزنامه ها و نشریات سیاسی کشور یکی از نشانه های وجود دیکتاتوری در کشور است . هر چند برای اثبات این موضوع احتاجی حتا به آوردن چنین دلایلی نیست و همه ی ما طعم تلخش را چشیده ایم
از میان بردن قید و بندهای قانونی : فلسفه ی چنین قید و بندهایی محدود کردن قدرت حاکمان است که مبادا از قدرت خود در جهت منافع شخصی و حزبی خود سو استفاده کنند ( اعطای اختیارات بیشتر به شورای نگهبان در نظارت استصوابی یکی دیگر از مظاهر وحود چنین حکومتی در کسور است )
تصمیم گیری های تجاوزگرانه و شتابزده : حمله به کوی دانشگاه و استفاده ی بی رویه از حکم حکومتی در سالهای اخیر در مواقع بحرانی از مصادیق وجود چنین حکومتی در ایران است
استفاده از روشهای خشن برای کنترل سیاسی و اجتماعی
قرار گرفتن یک شخص به مدت طولانی در بالاترین نهادهای سیاسی ( در این زمینه دارای رکورد هستیم : رفسنجانی ، کروبی ، حبیبی ، جنتی و … را نام برد .)
و اما بپردازیم به تناقضی که درون حکومت دموکراسی هست . در هنگام تهدید امنیت ملی و جنگ داخلی یا خارجی یک حکومت دموکراتیک آزادی شهروندانش را محدود کرده و در چنین مواقعی حکومتهای دوکراتیک همچون انگلیس ، فرانسه ، امریکا اختیارات نامحدودی را هر چند به مدت محدود به رییس جمهور داده و این می تواند مقدمه ظهور دیکتاتوری شده و کیفیت دایمی پیدا کند . به واقع دموکراسی اجازه ی ظهور دیکتاتوری را می دهد ولی دیکتاتوری اجازه ی ظهور دموکراسی را نه . دیکتاتوری موسولینی در ایتالیا ، آتا ترک در ترکیه ، پیلسودسکی در لهستان ، سالازار در پرتغال و هیتلر در آلمان از این قبیل بود . ( جدا از اینکه هم اکنون بیست درصد مردم فرانسه به فاشیستها رای داده و آنها در مهمترین بازوهای قوه ی مجریه که با امنیت و حریم خصوصی شهروندان سر و کار دارد حضور دارند )
بله ، این همان اتفاقیست که در ایران بعد از جنگ شاهد آن بودیم . با همه ی این اوصاف ما شاهد حضور یک نوع دیکتاتوری خاص در ایران هستیم و این جمله ی عامیانه در مقایسه ی حکومت پهلوی و نظام فعلی غلط نیست که : در آن زمان یک شاه داشتیم و حالا چند شاه
