<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>برداشت آزاد</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/</link>
<description>سياسي-اجتماعي</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 26 Aug 2007 09:12:29 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مي دانيم شکنجه يعني چه-فريبا داودي مهاجر </title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>آقاي مرتضوي اخيرا گفته اند که &quot;هنوز&quot; دانشجويان زنداني را شکنجه نکرده اند تا بفهمند شکنجه يعني چه. ايشان از شکنجه اي سخن مي گويند که ما به خوبي آن را مي شناسيم.
&lt;P&gt;همان زماني فهميديم که زهرا کاظمي تنها وبي پناه در زندان اوين و در نهايت غربت پس از تحمل ضربات شديد در سلول انفرادي به خاک افتاد وبدون هيچ فرياد رسي پس از ساعت ها اغما به قتل رسيد. سپس، قاتل در پناه &quot;عدالت قضايي&quot; از دست فرشته عدالت بالاي سر دادسراي تهران در کمال امنيت و آرامش گريخت و انگار نه انگار که يک زن روزنامه نگار تنها به جرم گرفتن عکس در زندان تحت امرآقاي مرتضوي به خون غلتيد وکشته شد. ما زماني فهميديم شکنجه چه معنايي دارد که تن کبود و درد کشيده اين زن شکنجه شده در خاک سرد آرميد و تمام مسوولان مومن و مهر ورز قوه قضايه حتي پيگيري نکردند که چه کسي مسوول اين جنايت در پشت درهاي بسته اوين بود. ما مفهوم آخرت را هم در قاموس آقاي مرتضوي زماني فهميديم که بدون ترس از پرسش و پاسخ الهي قاتل را به حال خود رها کرد و اساس تشخيص خود مرگ زهرا کاظمي را از مصاديق شکنجه ندانست. چرا که ايشان است که اساسا تشخيص مي دهد شکنجه چه معنايي دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقاي مرتضوي! اگر شما ضرب و شتم و تهديد به آزار جنسي را عليه چند جوان دانشجو و فر هيحته اين مملکت را در بهترين رده هوش وتحصيلي قرار دارند شکنجه نمي دانيد، پس چه اعمالي را شکنجه مي دانيد. اعمالي که يک جوان را در معرض خودکشي قرار مي دهد و يا مجبور مي کند که اعتصاب غذا نمايد. چگونه مي شود در کشوري که ادعاي اسلام دارد آقايان بازجوي ارزشي و اصول گرا با جواناني را تهديد به شکنجه جنسي کنند و علما و روحانيون که اين کشور را متعلق به امام زمان مي دانند شب آسوده و آرام سر به بالين بگذارند. اگر سکوت به ما روا باشد بر اين آقايان روا نيست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزگار غريبي است. بسيار غريب که آقاي مرتضوي بر سرير قدرت تکيه بزند و در کمال امنيت و زور پهلوان شيرهاي دست بسته باشد و پدرها و مادر هاي پير و دردمند آنها را تهديد کند که اگر از فشار ها و شکنجه هاي فرزندانشان حرف بزنند آنان را به انفرادي مي فرستد و تلفن آنها را هم قطع مي کند، و تصور نمايد که قاضي قدرتمند حکومت اسلامي است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقاي مرتضوي! آيا اين سخن علي (ع) را فراموش کرده ايد که مي گويد: بر زمين آهسته گام بگذاريد که اين همان خاکي است که شما را در بر خواهد کشيد. شما حتي اگرمعتقد به قواعد حقوق بشر و تعهدات بين الملي ايران به اين قواعد نباشيد، مطابق قوانين اسلام تمامي رفتارهايي که اين روزها در کوچه و خيابان و زندان ها ودانشگاهها با مجوز جناب عالي صورت مي گيرد مصداق واقعي خشونت، هتک حرمت انسانها و شکنجه خواهد بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما به زور از چند جوان که خودشان مي گويند ما به پيامبر اسلام توهين نکرده ايم ندامتنامه مي خواهيد که اقرار کنند به پيامبر اسلام توهين کرده اند و بر اين اعتراف گيري افتخار مي کنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر امروز شما و ساير دوستانتان موفق شده ايد در سايه تهديد و زندان وبستن روزنامه ها، سرکوب زنان، کارگران، معلمان، اخراج از دانشگاهها هر گونه فعاليت مدني و مسالمت جويانه را با انسداد مواجه کنيد، اطمينان داشته باشد هرگز موفق نخواهيد شد مطالبات و صداهاي اين مردم را براي هميشه خفه کنيد. زير پوست اين شهررا اگر بکاويد صداهاي زيادي را خواهيد شنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جناب آقاي مرتضوي، شما ما را هر چه مي خواهيد بناميد. هر روز به ما تفهيم اتهام کنيد. مرتد يا جاسوس، فاسد يا اوباش، خائن يا مزدور و يا هر چيز ديگر بناميد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما هر چه باشيم مثل شما نيستيم. مثل شما بر ديگري سنگ نمي زنيم. مثل شما زمان اعدام با جرثقيل مقابل چشمان کودکان الله و اکبر نمي گوئيم. مثل نوجوانان را دار نمي زنيم. به اسم حفظ دين و به خاطر روسري خون از سر و صورت زنان جاري نمي کنيم. به خاطر امضا جمع کردن بازداشت نمي کنيم. براي يک مصاحبه ده ها روزنامه نگار را بيکار نمي کنيم. براي زنان حکم شلاق نمي بريم. مقابل يک سازمان دانشجويي تير اندازي نمي کنيم. به کوي دانشگاه حمله نمي کنيم و دهها کار ديگر. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا شما مي توانيد براي ما هر کيفر خواستي صادر کنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما به خوبي مي فهميم شکنجه يعني چه...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Aug 2007 09:12:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقتصاد ايران: دو سال پس از دولت احمدی ‌نژاد -حسین میرچخماق- واشنگتن پریزم</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>قريب به دو سال پس از روی كار آمدن آقای محمود احمدی ‌نژاد با شعارهای آتشين حمايت از طبقه محروم، وی اخيراٌ در سخنانی كه در زادگاهش &quot;گرمسار&quot; ايراد نمود، مجدداٌ دزدان بيت‌المال را هدف قرار داد و اظهار داشت كه آنها با لوله هشت اينچ از خزانه ملت دزدی می ‌كنند. اما نگفت كه &quot;آنها&quot; چه كسانی هستند، و چرا اين وضعيت همانند گذشته ادامه دارد. ولی اشاره او مجدداٌ همه را متوجه مديران ارشد پيش از خود، به ويژه در دوران رياست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی كرد. 
&lt;P&gt;با همه اين‌ها مردم محرومی كه ساده‌ زيستی احمدی ‌نژاد را قبول دارند و حتی به انگيزه او برای مبارزه با فساد اقتصادی مومن هستند، تنها در ماه ‌های گذشته یک فشار بی ‌سابقه اقتصادی ‌ای را تحمل كرده‌اند. چراکه نرخ مسكن در تهران كه پيش از نوروز ۸٦، به ويژه در برخی از مناطق این شهر دو برابر شده بود، در سه ماه اخير رشدی معادل ٧٠ درصد از خود نشان می ‌دهد، که لاجرم بر نرخ اجاره‌ نشينی در پايتخت نيز افزوده است. روندی كه پيش‌بينی می ‌شود تا انتهای سال جاری به تدريج ادامه يابد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هجوم سرمايه‌های نقدی به سمت معاملات املاک در غياب رونق بورس اوراق بهادار، فلزات و ارز، و عدم احساس امنيت در سرمايه‌ گذاری در ساير بخش‌های اقتصادی، مهمترين دليل اين امر عنوان شده است. اما دولت احمدی ‌نژاد، اين افزايش سرگيجه‌آور را دليل توطئه مافيای زمين و مسكن می ‌داند. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=smallimagesleft&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.washingtonprism.org/images/673-1.jpg&quot;&gt; 
&lt;DIV id=s12&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;اگر امروز یک كارمند ساده دولت&amp;nbsp; بخواهد تا با يک كيلو پرتقال (٩٠٠ تومان)، يک كيلو سيب (۸٠٠ تومان)، يک كيلو سيب‌زمينی (۵٠٠ تومان)، يك كيلو خيار (٣۵٠ تومان) و يك كيلو گوشت قرمز (۷۵٠٠ تومان) به منزل برود، بايد درصد مهمي از حقوق ماهانه‌اش را هزينه كند. سهل است كه او هرگز نبايد به خوردن توت‌ فرنگی (کیلویی۸۵٠٠ تومان) اميدوار باشد. در تهران به استهزاء می ‌گويند كه مرغ و خروسی در خيابان ولی ‌عصر از مقابل كارمندان دولت می ‌گذشتند و متلك می ‌شنيدند. مرغ از خروس گلايه كرد كه چرا ساكتی، و خروس به طعنه جواب داد كه اين‌ها تخم تو را نيز نمی ‌توانند بخورند! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدتر از همه اينها، وضعيت بلاتكليف بنزين است. چراکه صرفنظر از سردرگمی بيش از يک ميليون دارنده خودرو برای اخذ كارت هوشمند بنزين، پيشاپيش كرايه تاكسی ‌ها افزايش يافته است و هنوز مردم نمی ‌دانند دولت چه تصميمی برای مازاد مصرف آن‌ ها خواهد گرفت (در ساعت نه سه شنبه شب، پنجم تیر ماه رسانه های کشور اعلام کردند که قانون سهمیه بندی بنزین از نیمه شب به اجرا گذاشته می شود. گزارشات رسیده از ایران خبر از هجوم دارندگان خودرو به ایستگاه های پمپ بنزین و تخریب تعدادی از ایستگاه ها بخصوص در پایتخت کشور را می دهند.)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعيت كلاف سر در گم اقتصاد ايران، اين است كه مديريت چنين نظام ناهماهنگ و چند پاره‌ای به چيزی فراتر از نيت و انگيزه‌های مردم‌ پسند احتياج دارد. اقتصادی كه حجم اصلی سرمايه و درآمد آن در اختيار حكومت است و مردم سهم كوچكی از آن را به عهده دارند. حتی دولت ها نيز، خواه دولت اصولگرايان و خواه دولت اصلاح ‌طلبان، تسلطی بر تمام شاخه‌های مالی و پولی كشور ندارد. چراکه جريان‌ های قدرتمند اقتصادی در آرايش‌های سياسی متفاوت، منابع مالی را در اختيار می ‌گيرند و بخش اصلی ثروت ايران را در ميان خود تقسيم می ‌كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازار يا سرمايه‌ داران سنتی كه با نام موتلفه اسلامی شناخته می ‌شوند، از طريق كنترل بازرگانی خارجی و نزاع بر سر كنترل اتاق‌های بازرگانی در سراسر كشور، يک سر اين اقتصاد هستند. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=smallimagesleft&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.washingtonprism.org/images/673-2.jpg&quot;&gt; 
&lt;DIV id=s12&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;سر ديگر اقتصاد، دولت و منابعی است كه به طور عمده در نفت و صنايع و معادن خلاصه می ‌شود. دولت اكنون در اختيار بخشی از جناح راست است كه نه تنها با بدنه بزرگ اصولگرايان در اتحاد كامل نيست، بلكه موجب شكاف در نگاه آنان نسبت به بهره‌مندی از اين منابع هم شده است. می ‌توان گفت كه دولت احمدی ‌نژاد برآيند نيروهای اصولگرايی است كه تحت انقياد مقام رهبری هستند، و تلاش می ‌كنند تا خود را از فساد اقتصادی مبرا معرفی كنند. فسادی كه دامنگير مقامات اجرايی دو دهه پيش بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته در ايران دولت‌ها عموماٌ به دليل فقدان مديريت و بزرگی بيش از اندازه، به بی ‌لياقتی و ناكارآمدی در اداره و بهره‌ وری از اين ثروت‌ها متهم شده‌اند. برای حل اين مشكل بر اجرای اصل ٤٤ قانون اساسی و انتقال اين منابع به مردم تاكيد می ‌شود، اما شيوه انتقال اين منابع و نحوه واگذاری و فروش آن، خود از مشكلات و موانع اجرای كار بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سر ديگر اين اقتصاد در دست بنيادهای خصوصی و نهادهای نظامی ‌ای است، كه هيچكس به دليل اقتدار بيش از حد آنان و يا وابستگی ‌شان به بالاترين مرجع تصميم‌ گيری كشور، بر حجم كار و ابعاد فعاليت‌هايشان نظارتی ندارد. سهل است، مردم، نخبگان، مطبوعات و كارشناسان تنها تصوری از دخالت‌های آنان در اقتصاد كشور را در نظر دارند. اگر آن‌ها خود را ملزم به ارائه گزارش‌های درست به مقام رهبری بدانند، می ‌توان گفت كه نهايتاٌ عملکرد اين بخش تحت نظارت مقام رهبری است. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=smallimagesleft&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.washingtonprism.org/images/673-3.jpg&quot;&gt; 
&lt;DIV id=s12&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;اقتصاد ايران در دل خود طبقه پولدار جديدی توليد كرده است، كه عمدتاٌ محصول رانت‌هاي دولتی و استفاده كردن از فرصت‌های انحصاری بوده‌اند و به نوكيسه‌ گان مشهور هستند. در ميان جريان‌های سياسی موجود، می توان كارگزاران سازندگی و يا تكنوكرات‌های حامی آقای هاشمی رفسنجانی را نماينده اين طبقه دانست. گرچه آنها اكنون سهمی از قدرت ند‌ارند، اما حجم انبوهی از نقدينگی كشور در دست آنان است و به نظر می ‌رسد بخش عمده‌ای از دارائی های خود را در خارج از كشور ذخيره كرده‌اند و يا به كار انداخته‌اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;ساير جريان‌های سياسی ايران كه مهمترين آن‌ها جريان موسوم به اصلاح‌طلبان می ‌باشد، عمدتاٌ به دليل پيشينه ذهنی چپ، ضعف‌های ساختاری و فقدان يک برنامه منسجم برای تبديل شدن به يك جريان مهم تاثيرگذار اقتصادی در طول هشت سال رياست جمهوری سيد محمد خاتمی،‌ سهم چندانی در اين اقتصاد ندارند. به همين خاطر بيش از آنكه توانسته باشند سياست را از اقتصاد متاثر كنند، اقتصاد را دستخوش تحولات سياسی ساخته‌اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر اقتصاد ايران از دام تحريم ‌های شورای امنيت جان سالم به برد، و اگر اين اقتصاد توانايی جذب اعتماد سرمايه‌گذاری خارجی را مجدداٌ به دست آورد، آنگاه به يك مديريت مقتدر، هوشمند و هماهنگ با اقتصاد بين‌المللی نيازمند است، تا خود را بازسازی كند. چنين اقتصادی پيش‌ از آنكه به يك الگوی ساده‌ زيست دل خوش كند، بايد به يك بازيگر هوشمند و توانا اميدوار باشد. اما اگر اين هر دو در يك نفر جمع شد، ممكن است تاريخ ايران برای نخستين بار پديده جديدی را تجربه كند: كسی كه منابع ملی را به نفع ملت توزيع می ‌كند، بی آنكه خود و اطرافيانش سهمی برده باشند! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 29 Jun 2007 11:37:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بنزین هم احمدی نژادی شد؟سید ابراهیم نبوی</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;H3&gt;&amp;nbsp;&lt;/H3&gt;
&lt;DIV class=photo&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=content&gt;
&lt;P&gt;گمان می کنم سالها بعد « احمدی نژادی شدن» به صورت یک ضرب المثل دربیاید، مثلا به جای اینکه بگوئیم « شیر تو شیر» یا « خرتوخر» بگوئیم « احمدی نژادی»، مثل اوضاغ حسینقلیخانی. در عرض چهار ساعت درگیری بر سر یک طرح حساب نشده که معلوم نبود کی و جطوری باید اجرا شود، الآن تهران در آتش بنزین می سوزد. بدون هیچ توضیح بیشتری می خواهم به چند موضوع اشاره کنم که واقعه ای مانند داستان بنزین دیروز را اجتناب پذیر می کند:&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.doomdam.com/archives/Ahmadinejad1.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=315 alt=Ahmadinejad1.jpg src=&quot;http://www.doomdam.com/archives/Ahmadinejad1-thumb.jpg&quot; width=350&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV id=a000259more&gt;
&lt;DIV id=more&gt;
&lt;P&gt;اول: وقتی در یک جلسه سه ساعته در سفر استانی در استان خراسان دویست طرح با بودجه میلیاردی و میلیونی در عرض سه ساعت تصویب می شود، یعنی برای تصویب یک طرح فقط یک دقیقه وقت گذاشته می شود، همین می شود که می بینیم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم: وقتی بخاطر لجاجت و خودسری رئیس جمهور یک کارمند دست سوم وزارت نفت بعد از چند ماه وزیر نفت می شود، حاصلش همین است که می بینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوم: وقتی مسوولان اجرای پروژه نفت می گویند امنیت به عهده ما نیست و نیروی انتظامی باید این وضع را کنترل کند، و معاون فرمانداری تهران سه ساعت بعد از اینکه یک جایگاه بنزین آتش گرفته و ملت خشمگین همدیگر را وسط خیابان جر می دهند، اعلام می کند که ما پیش بینی های لازم را برای جلوگیری از وقایع محتمل کرده ایم و کسی توضیح نمی دهد که این وقایع محتمل نیست، بلکه اتفاق افتاده است، اوضاع همین است که می بینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارم: وقتی کشوری که مهم ترین تولید کننده انرژی جهان است، نه می داند با گازش چه کند، نه می داند با انرژی اتمی اش چه کند، نه با نفت و بنزینش چه کند، و فقط قرار است مشکلات سیرالئون و ونزوئلا و لبنان و فلسطین را حل کنیم، اوضاع همین است که می بینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پنجم: وقتی نیروی انتظامی می تواند در عرض دو ساعت تظاهرات آرام گروهی از زنان را فقط به این دلیل که آنان انسانهای متمدن و شریفی هستند، به حمله ای وحشیانه تبدیل کند، اما در چنین موقعیتی چون با مردم عادی طرف هستند، هیچ غلطی نمی توانند بکنند، اوضاع همین است که می بینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ششم: مساله این است که دولت احمدی نژاد احتمالا برای اداره یک استان مانند سمنان و احتمالا ایلام، و نه استانی بزرگتر چون اصفهان و آذربایجان مناسب است، وقتی یک فرماندار را رئیس جمهور می کنیم، اوضاع همین است که می بینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هفتم: احمدی نژاد یک رهبر سیاسی است، به قول صفار هرندی بسیاری از ملت ها آرزو دارند که احمدی نژاد رئیس جمهور آنها باشد، چرا به آنها لطف نمی کنیم و در راستای اثبات برادری مان با آنان این تحفه را به آنها هدیه نمی کنیم، من مطمئنم اگر محمود عباس یا حامد کرزای یا هر کسی دیگر رئیس جمهور ایران شوند، اوضاع همین نخواهد بود که می بینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هشتم: احمدی نژاد دیروز اعلام کرد که رژیم اسرائیل در حال غرق شدن است، ولی خودمانیم، ما در حال غرق شدنیم یا اسرائیل؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نهم: وقتی احمدی نژاد فرض کرده است که چون خودش رئیس جمهور است، بنابراین با هر رفتار احمقانه ای می شود کشور را اداره کرد و در یک جلسه سخنرانی در آباده روستای « خسرو شیرین» را وسط جلسه به آباده می بخشد و باعث کشته شدن بسیاری از مردم اقلید بخاطر گفتن یک جمله حساب نشده می شود، و وقتی نام یک شهر را وسط سخنرانی تغییر می دهد، یا وقتی بخاطر اینکه آیت الله خمینی در سال 1350 با تغییر ساعت مخالف بود، با آن مخالفت می کند، یا وقتی نرخ بهره را به نیت دوازده امام 12 درصد می کند، یا هزاران رفتار حساب نشده دیگر، به نظرتان آتش گرفتن یک شهر بخاطر یک تصمیم حساب نشده چیز عجیبی است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دهم: احمدی نژاد برای روی کار آمدنش به گروهی از نظامیان و راست های افراطی اتکا کرد و از نظر اجتماعی نیز نیروی فقرا و پابرهنگان را مخاطب خود قرار داد. این فکر بدیعی بود، اما او نباید فراموش کند که وقتی روشنفکران به وعده ای که به آنان داده شده وفا نمی شود، تنها کاری که می کنند این است که شعری یا مقاله ای یا داستانی در مذمت مرد بی وفای فریبکار می نویسند و به خانه می روند و تا سالها بیرون نمی آیند، اما وقتی به مردم ساده دل وعده می دهی که نفت را سر سفره آنها می بری، و پس از دو سال بنزین را هم از ماشین آنها خالی می کنی، این مردم عادی و معمولی بشکه های باروتی می شوند که براحتی می توانند یک سیستم را مختل کنند و این خطرناک است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یازدهم: به قول موریس دوورژه اجتماع حالت الاستیکی دارد، کارهایی که می خواهی در جامعه بکنی الزاما به همان نتایجی که تو فرض کرده ای نمی رسد، گاهی می خواهی آزادی اقتصادی بدهی، اما نتیجه اش می شود فروپاشی کشور، گاهی می خواهی عدالت را اجرا کنی، آن وقت با جنبش وسیع گرسنگان مواجه می شوی، صفی طولانی که قصاب محله احمدی نژاد نمی تواند پاسخگوی فریاد های کر کننده آنها بشود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوازدهم: سرنوشت احمدی نژاد در بهترین حالت این است که نمایندگان مجلس حداقل بخاطر این طرح او را مورد سووال و استیضاح و عدم کفایت سیاسی قرار دهند. تا به حای تاریخ ایران موجودی بی کفایت تر از این موجود متوهم و مالیخولیایی را ندیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیزدهم و طبعا بخش نحس قضیه: فقر، تورم، بی چیزی، اهانت، تحقیر، بی منزلتی انسان، و بسیاری چیزهای دیگر دست به دست هم داده و سیستم عصبی جامعه ایران را برهنه و حساس کرده است. اندام جامعه ایران با کوچکترین واقعه ای که به سرنوشتش و زندگی یومیه اش مربوط شود واکنش نشان می دهد. سر گنده زیر لحاف است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهاردهم: وقتی در سال 1359 کالاهای اساسی سهمیه بندی شد، دلیلی وجود داشت، دلیل اینکه مردم می فهمیدند که از سوی یک دولت مهاجم خارجی مورد تجاوز قرار گرفته اند و پولی در بساط نیست، پس باید با مهربانی و برای دفاع از میهن رنج را تحمل کرد، اما مردم در سال 1386 نمی فهمند که وقتی بودجه کشور نسبت به ده سال گذشته چهار برابر شده و ذخیره ارزی هم با حاتم بخشی های شبانی که سلطان شده ته کشیده، جرا باید رنج بکشند و در فشار باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخر: دولت راههای زیادی برای توقف بحران دارد، می تواند قطعنامه های سازمان ملل را بپذیرد، می تواند اعلام کند که انرژی هسته ای را فعلا متوقف کی کند، می تواند اعلام کند طرح سهمیه بندی فعلا متوقف می شود، و دهها راه دیگر، اما به گمان من دولت به عمد بخش فعال ذهنش را تعطیل کرده و می خواهد که ایرانی پر از بحران داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از آخر: احمدی نژاد با فلاکت خواهد رفت و به بدترین ضرب المثل ها تبدیل خواهد شد، کوتوله هایی مانند الهام و صفار هرندی و فاطمه رجبی که گفته ها و نوشته های شان با آخرین نوشته دبیرستانی شان به اندازه ده مقاله هم فاصله ندارد، مشکلی را حل نمی کند. ای کاش او چهار سالش را منطقی و با پذیرش برخی اشتباهاتش تمام می کرد، اما به نظر می رسد که یک جوان تازه به میکروفون رسیده قصد دارد تمام عقده ای سالهای طولانی زندگی اش را بر سرنوشت ما تحمیل کند. من واقعا نمی فهمم اگر مجلس حداقلی از شرافت و شعور و حس حفظ خود را دارد، چرا جلوی این موجود را نمی گیرد؟&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Jun 2007 08:05:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نعل وارونه، حنای بی رنگ-مسعود بهنود </title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>این بخش از سرمقاله چهارشنبه کيهان نوشته آقای شریعتمداری اگر نمونه کامل نعل وارونه نباشد از مصادیق سفسطه می تواند بود. اولش بخوانید که خطاب به مخالفان مبارزه اين روزهای نيروی انتظامی با بدحجابی چه نوشته است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;بايد توضيح بدهيد كه از بازداشت احتمالي چه كساني سخن مي گوئيد؟ آيا بازداشت اعضاي فاسد باندي كه زنان شوهردار را با لطايف الحيل- و گاه به زور- مي فريبند و خانواده هايي را به تباهي مي كشند، برخورد خشونت آميز است؟ آيا دستگيري باندي كه دختران معصوم راهنمايي را با آب ميوه آلوده به مواد بيهوش كننده مي ربايند و... احساسات پاك حضرات را خدشه دار مي كند؟ آيا آناني كه ميليون ها ليتر مشروبات الكلي و صدها تن مواد مخدر را در ميان جوانان ناپخته توزيع مي كنند نبايد بازداشت شوند؟ اگر منظورتان اين موارد نيست، پس منظورتان چيست؟ آيا چنانچه فرزندان خودتان قرباني اين پليدي ها شوند باز هم به خاطر دستگيري عاملان فساد احساسات لطيف و نازك تر از گل شما جريحه دار مي شود و يا آن كه زمين و زمان را براي برخورد با مفسدان به هم مي دوزيد؟!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا می گوئیم نعل وارونه است. برای اين که واقعيت کاملا برعکس چیزی است که مدیر کیهان ادعا دارد. مردم از اتفاق درست نظرشان این است که چرا نيروی انتظامی به گردش عطيم مواد مخدر نمی رسد. چرا بچه های کشور در مقابل کراک خانمان سوز وارداتی از شمال کشور که تنها گذرکنندگان بر غسالخانه بهشت زهرا می دانند چه مصيبتی است، مصون نمی شوند. چرا باندهای بزرگ مشروبات را گذاشته ايد و دنبال تارموی دخترانید. چرا از ناامنی مرزهای شرقی گذشته اید و در خیابان ها دنبال دختران معصوم افتاده ايد. درست حرف این است. اگر آقای شریعتمداری نعل وارونه نمی زند. این حرف را جواب بدهد. و پاسخ دهد کجا اين روزها خبر از دستگيری سرکردگان مواد مخدر داده نیروی انتظامی. اين افراد که مانند لشکر سلم و تور ريخته اند در خيابان ها و عکسشان در همه دنيا پخش شده آيا دنبال دستگیری سر باندهای مواد مخدرند. آخر چرا مردم را نافهم فرض می کنید. چه کس مخالف جمع آوری مواد مخدر و باندهای تن فروش است. یک نشانی بدهید. چرا دروغ به اين روشنی در روز روشن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا دعوا بر سر اين ها که سرمقاله نويس کيهان با استفاده از کلماتی مثل&quot;احساسات از گل نازک تر جوانان&quot; سعی دارد مردم را بدان متوحه کند نيست. چه کسی برای مبارزه با مفسدین زمين و زمان را به هم دوخته جز خود شما و سردار مورد علاقه تان. جواب دهید آيا دستگيری خانم هائی که برای حقوق خود در یک جامعه مردم سالار امضا جمع کرده اند دنبال باند شرارت رفتن است. مردم می گویند: اين ها دستشان با قاچاقچی های بزرگ در هم است و برای پوشاندن بی اعتنائی شان به ناامنی شرق کشور و گردش آزاد مواد مخدر و فروانی قاچاق سروصدای مبارزه با بدحجابی راه انداخته اند. پاسخشان را چه می دهید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در جلسه دیروز مجلس وقتی وزير کشور در مقابل سئوالات ريز و دقیق آقای اعلمی درباره حادثه تاسوکی بالاخره اعتراف کرد که ماموران انتظامی و امنيتی تعلل کرده اند، و وقتی ناگزير شد داخل ريز مسائل شود و اعتراف کند که آن گروه یاغی و تروریست با معدل سنی 23 سال چند روز و در روزی مشخص هشت ساعت خاک کشور را در اشغال داشتند و 22 نفر را کشتند، در حالی که از يک هفته قبل همه از آن با خبر بودند، حتی يک روزنامه محلی خبرش را نوشته بود. وزير کشور بايد می شنيدند که به عنوان مسوول امنيت مرزها چه می گفت. می گفت مرزها هم اکنون هم رها شده است. گروگان گيری و حوادث تروریستی در دولت سابق بيش تر بود، در محل تپه های شن روان هست، بودجه کافی نداريم. هماهنگی نشده بود و... و اين جمله آقای اعلمی را بشنوید که ماجراي تروريستي تاسوکي را به برخورد با بدحجابي ربط داد و به آقای پورمحمدي گفت؛ «اگر شما در سطح شهرها به جاي برخورد با بدحجابي به ماموريت ذاتي خود مي پرداختيد شاهد چنين اقدامات تروريستي نبوديم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام حرف همين جاست. وقتی حادثه تاسوکی رخ داد روزنامه کيهان به جای سخت گرفتن بر مامورانی که الان وزيرشان اعتراف دارد که تعلل کرده اند به حماسه سازی الکی پرداخت و رفت تا جائی که عبدالمالک تروریست و آدمکش را برای تفاخر صوری ماموران به هلاکت رساند و موجب خنده و شعف وی شد. بعد شروع کرد به ديگران ايراد گرفتن که چرا اصلا با تروريست گفتگو کرده اند. البته که نبايد می کردند و می گذاشتند تا بر اساس خبر غلط کیهان مردم ساده ایران باور کنند که عبدالمالک کشته شده که ايشان بتوانند سردار مورد علاقه را بزرگ بدارند و لابد از مردم دعوت کنند که گل به گردنشان بیندازند. کیهان در آن زمان همه چیز نوشت تا واقعیت را پنهان کند. پنهان بدارد که کار اصلی سردار احمدی مقدم و نیروهایش نه حفظ امنيت کشور بلکه مبارزه با بدحجابی است و مشوقش هم کيهان. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدير کيهان در آخر سرمقاله چهارشنبه، انگار یک موضوع زائد و بی اهميت، نوشته است: &quot;و اما، اگر منظورتان برخورد با برخي از جوانان و نوجوانان غفلت زده است كه قرار نيست غير از تذكر شفاهي و الزام آنان به رعايت شئون اخلاقي و اجتماعي با آنها برخورد ديگري شود و البته بديهي است آناني كه معلوم شده از برخي مراكز پول مي گيرند تا با ظاهري زننده در خيابان ها جولان بدهند، حساب جداگانه اي دارند.&quot;دم خروس همين جاست. نه درد ناموسی هست و نه غیرت از دست رفتن بچه ها از شیوع اعتیاد به مواد شییمیائی و روانگرد، نه حتی درد ناامنی کشور، تنها همين چند تار مو گلوها را گرفته . آن هم نه به جهت غیرت دینی . بلکه به طور خلاصه چون اين روسری های بلاتکلیف و سرگردان و متزلزل نشان می دهد ضعف ها را و ناتوانی ها را، و لو می دهد واقعيت را، مانع می شود تبلیغات بی جا را. مساله اصلی همين است که احساس می کنيد با نگاهی به لباس مردم آشکار می شود که بازی را باخته ايد. راه ساده و بی هزینه ای برای اعتراض. راه ساده و بی خطری برای نظرسنجی همين ظاهر جوانان است در شهرها. و اين را می دانید. دردتان می آئید. می خواهيد آثار شکست برنامه هايتان را از چهره شهر پاک کنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط مانده بود به دختران جوان که در گرمای تابستان از دست اين پوشش ها به ستوه آمده اند وصله جاسوسی و پول گرفتن از خارجی بزنيد. باور کنيد دنيا دارد به حکومتی چنين ضعيف که ناگزيرست روزنامه نويس، معلم، دانشجو، کارگر و حالا زنان جوانش را متهم به جاسوسی کند می خندد. اين مقالاتی را که از لایش اگر دو خط در تحسين احمدی نژاد باشد درشت می کنيد و خلاصه می کنيد، مگر نمی خوانيد. مگر نمی خوانيد که چه می نویسند از گزارش های از تهران. از قول بچه ها . اصلا در اين ها اثری از باند مخوف نیست. باندهای تن فروش را بگیرید و اعدام کنید چه کسی اشکال دارد. از جان بچه های مردم چه می خواهید در خیابان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا می توانید در جواب بار ديگر همين صفحه را بگذاريد. و دوباره همان اعتراض های خانواده های ايرانی را به خودشان برگردانيد. اما هر چه کنید سخن آقای شاهرودی درست است ريخته ايد در خيابان دنبال تار مو عمو. نريخته اید دنبال قاچاقچی کراک و مشروبات و فریب دهندگان و باندهای تن فروش که. اصلا صحبت آن ها نیست. اما چه کنید. آن که دردی پنهان دارد بايد نعل را وارون زدن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و سئوال مقدر آخر.اگر چنان است که می گوئيد و حرکت نیروی انتظامی برای مبارزه با اشرار و اوباش است چطور سخنگوی دولت محترم اعلام کرده است که دولت در اين مبارزه سهمی ندارد و سهمی ندارد. دولتی که اگر صد سال پيش یکی خر حسن دله را نعل کرده باشد به حساب خودش می نویسد چطورست که اين کار مشعشع مردمی و شرعی را حاضر نیست به گردن بگیرد. اگر راست است که مبارزه از اول اردیبهشت برای مواد مخدر و فحشاست چرا دولت خود را کنار می کشد پس.آقای صفارهرندی معاون سابق کيهان چرا به روزنامه ها هشدار داده اند که اگر از نیروی انتظامی در ماجرای خیابانی انتقاد کنند با آن ها برخورد می شود. مگر نمی گوئید مردم پشت اين حرکتند خب بگذارید مردم خودشان از روزنامه هائی که اين ها را می نویسند رخ بگردانند، نگرانی تان از چیست. نکند نگران حیثیت و اعتبار روزنامه های رقیبتان هستید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما اگر جلسه ديروز مجلس را شاهد بودید و یا می شنیدید دستگیرتان می شد که هر چه نامه خوانندگان بسازید و از قول مردم شریف از سردار تحسین کنید، واقعیت اين است که حنایتان رنگی ندارد. اگر باز نیاز به اثبات است باز صبر می کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;mailto:m.behnoud@roozonline.com&quot;&gt;m.behnoud@roozonline.com&lt;/A&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Apr 2007 08:27:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو سال پس از حمله احمدي‌نژاد به خاتمي</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>چند هفته‌اي قبل از تبليغات انتخابات رياست‌جمهوري در يک روز باراني بهار 84 «سيد محمد خاتمي» رئيس‌جمهوري وقت براي دريافت درجه دكتراي افتخاري دانشگاه تهران در رشته‌ روابط بين‌الملل به اين دانشگاه دعوت داشت. اما حاضران در مراسم بيش از سي دقيقه ورود خاتمي را انتظار کشيدند و اين، مساله‌اي بود که پوزش خاتمي از ميزبانانش را در پي داشت. خاتمي آن روز در سخنانش از عملکرد شهرداري تهران که آن زمان «محمود احمدي‌نژاد» مسئوليتش را عهده‌دار بود، انتقاد کرد و با عتاب گفت: اين فاجعه است كه به محض آمدن يك قطره باران يا برف در وضع رفت و آمد اين چنين اختلال ايجاد مي‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رئيس‌جمهور همچنين به خاطر بسياري از موارد كه به وي مرتبط بود و مواردي چون ترافيك و وضعيت شهر كه در ارتباط مستقيم با حيطه وظايف دولت نبود، از حاضران در اين جلسه كه شخصيت‌هاي علمي، فرهنگي، سياسي از جمله نمايندگان مجلس، وزرا و سفرا را شامل مي‌شدند، از طرف «كساني كه چنين وضعي را نمي‌توانند اداره كنند»، معذرت خواست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عبارت خاتمي که گفته بود «كساني چنين وضعي را نمي‌توانند اداره كنند»، صراحتا به شهردار وقت برمي‌گشت و طبيعي بود که احمدي‌نژاد در برابر آن سکوت نکند. اما ظاهرا احمدي‌نژاد اين گفته را بهانه مناسبي ديد براي آنکه پروژه تبليغاتي خود را براي زير سؤال بردن دولت‌هاي پيشين کليد بزند. به همين اعتبار احمدي‌نژاد در پاسخ به اين انتقاد رئيس‌جمهور تندترين لحن موجود را به کار گرفت و او را با غيرقابل انتظارترين و گزنده‌ترين عبارات مورد حمله قرار داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;احمدي‌نژاد دو روز بعد در حاشيه بازديد از شهرداري منطقه‌ 4 شهر تهران با همان لحني که امروز ديگر همه آن را مي‌شناسند گفت: مطلع شدم كه رئيس محترم دستگاه‌هاي اجرايي بالاخره يك بار در ترافيك تهران معطل شدند و از نزديك آن را لمس كردند. هرچند كه دوست نداريم رئيس‌جمهور در ترافيك معطل شوند، اما از اين جهت خوشحال و از سوي ديگر متأسفم؛ خوشحال از اين كه بالاخره يك بار از ميان مردم عبور و در پايان دوره‌ هشت ساله بخشي از مشكلات مردم را لمس كردند و متأسف از اين كه بسيار دير و در پايان دوره مأموريت با معضل ترافيك آشنا شدند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شهردار آن روز و رئيس‌جمهور امروز سپس با بيان اينكه «دير رسيدن خاتمي به دانشگاه تهران بركاتي براي تهران و كشور به دنبال دارد»، افزود: يكي از بركات معطلي و دير رسيدن رئيس‌جمهور به دانشگاه اين است كه ايشان به همكارانشان در دستگاه‌هاي اجرايي توصيه كنند تا يك مقدار از نامهرباني‌ها و كم لطفي‌ها در مقابل تصميمات مديريت شهري دست بردارند؛ چرا كه اگر دستگاه‌ها كمك نمي‌كنند، حداقل اجازه دهند شوراي شهر و شهرداري به فعاليت خود بپردازند و مشكلات را رفع كنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;احمدي‌نژاد ادامه داد: «اميدوارم با توصيه‌ رئيس‌جمهور مديريت شهري فقط براي گرفتن 500 دستگاه اتوبوس ماه‌ها پشت درها معطل نماند و مورد تهمت و اتهام قرار نگيرد. البته به عنوان يك شهروند و بر اساس صحبت‌هايي كه رئيس‌جمهور طي هشت سال بيان كردند، به ايشان مي‌گويم سه ماه فرصت كمي نيست و در اين مدت مي‌شود فضا را به سمت خدمت سوق داد و به عنوان يك برادر كوچك به ايشان توصيه مي‌كنم فرصت سه ماهه را قدر بدانند و ما هم در خدمت ايشان هستيم». &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و در پايان افزود: «مديريت شهري همانطور كه دو سال اخير با همه وجود در خدمت مردم و دستگاه‌هاي اجرايي براي توسعه‌ خدمات بوده، از اين پس هم خواهد بود. اگر راه را باز كنند تا بتوانيم قطار شهري را به سرعت راه‌اندازي و اتوبوس به اندازه كافي داشته باشيم، يا حداقل بدهي‌هاي خود را به شهرداري بپردازند تا تعدادي از بزرگراه‌ها را زودتر باز كنيم، اين سه ماه فرصت خوبي براي تحقق خواسته‌هاي قانوني است». &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از آن مناظره غير مستقيم، نزديک به دوسال مي‌گذرد. حداقل در اين زمينه به لطف خدا (و شايد هم به قول آقاي کروبي «نيروهاي غيبي»!) اکنون شهردار تهران به رياست‌جمهوري ايران رسيده، تيم مورد نظر خود را در بخش‌هاي مختلف دستگاه اجرايي مستقر کرده، دو لايحه بودجه و يکي دو بودجه متمم طبق برنامه‌هاي خود به مجلس داده و خلاصه آنکه فرصت‌ها و ابزارهاي کافي براي حل مسائل و مشکلات مردم در اختيار داشته ‌است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما دستاورد اين مسئوليت دوساله چه بوده‌است؟ احمدي‌نژاد که در پاسخ به اظهارات خاتمي، خطاب به او گفته بود «قدر فرصت سه‌ماهه باقيمانده از دوران مسؤوليتش را بداند»، آيا قدر اين فرصت حدود دوساله را دانسته است؟ &lt;BR&gt;آيا مشکلات و موانع پيش‌روي مديريت شهري تهران به يمن حضور جناب احمدي‌نژاد در مصدر دستگاه اجرايي از بين رفته است و در حال حاضر، آقاي قاليباف شهردار تهران و مجموعه مديريت شهري با فراغ بال در حال دريافت امکانات مورد نياز خود از دستگاه‌هاي دولتي هستند؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آيا مترو تهران که مي‌تواند نقش مهمي در کاهش ترافيک شهري داشته باشد، از زمان انتقال آقاي احمدي‌نژاد از شهرداري به دولت، با افزايش بودجه و امکانات مواجه شده و يا به دلايل روشن سياسي و در راستاي سياست اعلام‌ نشده اما در حال اجراي دولت، بودجه اين دستگاه شهري با مشکلات عمده از سوي دولت مواجه شده است؟&lt;BR&gt;در مورد شخص قاليباف چطور؟ آيا از زمان شهردار شدن رقيب انتخاباتي محمود احمدي‌نژاد، طيف همسوي دولت در شوراي شهر دوم از او حمايت کردند يا کارشکني را ترجيح دادند؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دو سال از آن مناظره مي‌گذرد و دو سال فرصتي است بسيار بيشتر از سه ماه. اما همچنان که در زمستان امسال ديديم، گفته آن روز خاتمي هنوز هم صادق است: «به محض آمدن يك قطره باران يا برف در وضع رفت و آمد اين چنين اختلال ايجاد مي‌شود». با اين تفاوت که جناب احمدي‌نژاد در مصدر دستگاه اجرايي است و ديگر نمي‌تواند دولت‌هاي پيشين را در جايگاه متهم و مانع نشاند. &lt;BR&gt;حاميان احمدي‌نژاد اما هنوز همان لحن سابق را دارند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc0033&gt;منبع: رضا بردبار ـ سايت آفتاب&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Feb 2007 09:55:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وطن شما کجاست؟</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>ما ايران را دوست داريم. هر ويرانه‌ای که هست و هر کس و هر گروهی بر آن حکومت می‌کند، ايران خانه‌ی خود ماست. هر جای دنيا که باشيم، ايران در هر مرز سياسی و تاريخی ناگزيری که هست، خانه‌ی عزيزان ماست، کسانی که به آنان عشق می‌ورزيم و دوست‌شان داريم. کسانی که به خاطر آنان و نه به خاطر يک مشت خاک و آجر و سيمان، حاضريم جان‌مان را هم بدهيم و صلح و آرامش را در آن حفظ کنيم. اگر مفاهيمی همچون انسانيت و شرف نزد برخی بی‌معناست، با اين وجود، هر بيگانه‌ای که قصد تعدی به آن را داشته باشد، متحد می‌شويم و به خاطر آن و حفظ و امان عزيزان خود هم که شده خواهيم جنگيد. اگر نقدی و انتقادی می‌کنيم از وضع موجود و سيستم و بی‌عدالتی و برای ساختن است نه ويران کردن. اگر امروزه سرزمينی از تبعيض و تزوير و بی‌عدالتی است، بايد آن را اصلاح کرد، بايد فرهنگ‌ مردم را از ريشه عوض کرد تا سرشاخه‌ها درست از کار دربيايند. بايد آن را ساخت و بايد همه از هر گروه و دسته و طرز فکری هستند به چنين باوری برسند که اگر اين خانه‌، ويرانه و پر از کين و نفاق است، دلايل بسيار دارد و هر کس در حد و توان و موقعيت خود آجری بگذارد و برای اين تفکر جمعی و عاری از خشونت تلاش کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر بيماری‌ای علتی دارد، برای درمان بيماری هم بيمار را نمی‌کشند، علت را جستجو می‌کنند. اگر با نظام جمهوری اسلامی هم مخالفيم حداقل پاس‌دار و حافظ منافع خانه‌مان و پاس‌دار آبروی خودمان باشيم نه اين که آن را از بغض و کينه ويران کنيم و راضی شويم که به آتش کشيده شود تا خود و آيندگان‌مان در آن بيش از اين بسوزند. و نه اين که به خاطر پول يا منافع شخصی، خودمان را به هر بيگانه‌ای بفروشيم. بگذاريد با هر اعتقاد سياسی و در هر جای دنيا و تبعه‌ی هر کشوری که هستيم لااقل اين نيم‌بند و رشته‌ی اشتراک «وطن» را به فنا ندهيم که از ايرانی بودن تنها همين لفظ اشتراکی برايمان باقی مانده است. اين ضدفرهنگ خطرناکی است که رسانه‌های خودی و غيرخودی به آن دامن می‌زنند که ناسيوناليسم مثبت ايرانی را اخته کنند. ايران ايران کردن و ای مرز پرگهر گفتن هم به تنهايی کافی نيست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در نقد «رفتار ايرانی» و خصلت‌های منفی در افکار عمومی ايرانيان و ضدفرهنگ‌های موجود، خود ما بسيار گفته و خواهيم گفت اما دليل نمی‌شود يکباره تمام ويژگی‌های مثبت و منفی‌اش را جمع زده و آنجا را به قول چند لاشی حشيشی، مستراح و به قول چند مجری شيزوفرنيک تلويزيون‌های لوس‌آنجلسی همه را خودفروش و خائن و شستشوی مغزی داده يا تمام مردم ايران را احمق بناميم. اين ديدگاه تنها يک ذهن بيمار و روان‌پريش است. ايرانيان خصائل منفی بسياری دارند اما خصلت‌های مثبتی هم دارند که در دنيا متمايزند. مهربانی و مهمان‌نوازی و ارتباطات عاطفی ايرانيان در کمتر جای دنيا پيدا می‌شود و بسياری خصلت‌های مثبت ديگر. استثناها و خوب و بد همه جا هستند و منحصر به ايران نمی‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;واقعيت اين است که همه‌ی ما می‌دانيم که وطن ما بيمار است، بيماری نفاق و سياست‌زدگی و استبدادزدگی و دليل اين بيماری به همه‌ی ما در گذشته و حال برمی‌گردد. خود ما مگر چه هستيم؟ يا طرف که اين گونه به همه‌ی ما اهانت می‌کند ما هم از او می‌پرسيم مگر پدرانش نطفه‌اش را در اسکانديناوی انداخته‌اند؟ اگر اين همه از مردم ايران نفرت داری و اگر اسکانديناوی‌تبار يا کانادايی‌تبار هستی و اين گونه به ما اهانت می‌کنی غلط زيادی می‌کنی که در مورد ايران و تمام ما اين‌گونه می‌نويسی. برو در مورد خرس قطبی و فک‌ها و گوزن کانادايی و جفتگيری لاک‌پشت‌ها در سواحل نروژ و پر و پاچه بيکينی‌پوش‌ها در سواحل فلوريدا و خاطرات کشور خودت بنويس. مگر مجبوری؟ اصلاً اگر ايرانی نيستی و نمی‌خواهی اينجا ساخته شود غلط می‌کنی با ايل و تبارت که به مردم و جوانان ما توهين می‌کنی و تمام اين هفتاد ميليون نفر را که بسياری‌شان رنج می‌کشند و پناهی جز خودشان ندارند احمق و بی‌شعور می‌نامی و بيجا می‌کنی فارسی می‌نويسی و ايرانی صحبت می‌کنی. طرف در حالت توهمی بعد از کشيدن حشيش با چشمان زرد و قی کرده پشت مانيتور نشسته و همه‌ی ايران را مستراح ديده يا آن يکی بعد از هورت کشيدن مشروب شبانه‌اش با چشمانی که قيلی‌ويلی می‌روند به اين نتيجه‌ی سياسی فلسفی بزرگ رسيده که ايران کلاً بايد خراب شود و نبايد کسی هم تلاش کند. پس وطن شما کجاست؟ کشور خود شما کدام گوری است؟ اگر بی‌وطن هستيد و اگر خانه‌تان ايران نيست پس بی‌زحمت گاله را ببنديد و در مورد وطن خودتان صحبت کنيد نه ايران ما.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شبانه‌روز در تلويزيون‌ها و رسانه‌ها و سايت‌های مختلف مرتب مشغول فحاشی و هتک حرمت و تحقير ايرانيان به دست خودشان هستيم. شبانه‌روز همه به ما اهانت می‌کنند و همه را غير از خودشان خائن و مزدور و خودفروش می‌نامند و خودشان می‌شوند قديس و مبارز و معصوم و طرفدار حقوق ما. اجازه هم نمی‌دهند کسی صحبت کند و نظر بدهد غير از خودشان. مثل گله‌های شغال و کفتار منتظرند کسی نظری خلاف مصالح‌شان بدهند تا سرش بريزند. به قول دوستی: وای اگر اين بيماران عقده‌ای و روانی به ايران بازگردند! بدتر از آيت‌الله خلخالی حمام خون راه می‌اندازند. بايد آنها را قرنطينه و درمان کرد و تا اطمينان کامل از شفايشان نگذاشت هيچ وقت به ايران بازگردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کسی که اين همه نگرانی و اضطراب صدها هزار ايرانی خارج از ايران را نمی‌بيند که با شنيدن هر خبری در مورد ايران غم غربت‌ و نگرانی به خاطر عزيزان‌‌شان مضاعف‌تر می‌شود بايد چگونه آدمی باشد؟ کسی که به انسانيت احترام نمی‌گذارد، کسی که اصلاً نمی‌فهمد در ايران چه خبر است و ايران و دنيا را تنها از دريچه تنگ يک مانيتور و محدوده‌ی اينترنت و رسانه‌های تنگ‌نظر و يکجانبه‌نگر و اعتقادات کليشه‌ای و ابلهانه سياسی خود می‌بيند و دنيا را از نوک دماغ يا آلت جنسی‌اش بيشتر نمی‌بيند و پس از زدن آروغ شکم‌سيری، مردم را به خاطر اعتراض به گرانی احمق می‌نامد، فهم ندارد که همين گوجه‌فرنگی ساده، غذا و قوت بسياری خانواده‌های تهيدستی است که چند ماه يک بار هم نمی‌توانند گوشت بخورند و فهم ندارد که مساله گوجه فرنگی نيست، گرسنگی است. اعتراض به بی‌عدالتی و فشاری است که به طبقات محروم می‌آيد. همان طبقات محرومی که آقای احمدی‌نژاد با شعارهای عوام‌فريبانه ادعای حمايت از آنها را دارد و با کج‌فهمی‌هايش بدترين و بيشترين ضربه را به آنان زده و بهترين خدمت‌ها را به سرمايه‌داران سوءاستفاده‌طلب و فرصت‌طلب کرده است که با هر بحرانی سرمايه‌شان بالاتر می‌رود. کمی هم درک و فهم اين واقعيت‌ها برای بعضی که می‌خواهند اوضاع ايران را تفسير کنند بد نيست و کمی هم فهم اين واقعيت که ايران و اخبار آن و درون جوامع آن در اينترنت خلاصه نمی‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بايد همه‌ی ما به ويژه افراد روان‌پريشی که از سياسی‌کاری مانند اسلاف نادان‌شان تنها خشونت و انتقام ياد گرفته‌اند، بفهميم کسانی که به محمود احمدی‌نژاد رای داده‌اند مثل همه‌ی ما انسان بوده‌اند و مثل همه‌ی ما اشتباه کرده‌اند نه اين که آنها را احمق و مهدورالدم بناميم. بسياری از آنان با هدف تحقق «عدالت»، عدالتی که در دولت‌های پيشين از آنان دريغ شده به او رای دادند و اگر فريب شعار عدالتخواهی و پوپوليسم را خورده‌اند نبايد يکباره همه‌ی آنان را به حماقت متهم کرد و حکم به حذف آنان داد. آنها هم انسانی مثل ما بوده‌اند که در اين خاک نفس می‌کشند و توقعات و اعتقاداتی دارند. اين که در انتخاب‌شان و در اين «تجربه تلخ جمعی» اشتباه کرده و موجب عقب‌ماندگی خود و تمام کشور شده‌اند بايد برگشت‌پذير و هدايت‌گر باشد نه با فحاشی و دافعه به نفاق و خشونت بيشتر دامن زد. خود احمدی‌نژاد به عنوان نماينده طرز فکر خاص خودش که اصلاح بشو نيست! اصلاً اصلاح او به عنوان يک فرد به چه درد می‌خورد؟ بايد به هوادارانش بفهمانيم «سياست» و کشيدن کشور به منجلاب بحران با صداقت و اعتقاد متفاوت است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بايد به طرفدارانش و کسانی که به او رای دادند با هر هنر و زبان و موقعيتی که داريم به جای محاکمه و قضاوت، بفهمانيم رای‌شان غلط بوده و بفهمانيم که «محمود احمدی‌نژاد» هر چند مدير اجرايی خوبی باشد، هر چند بسيار صادق و متعهد و نمونه کامل يک مديريت اسلامی مطلوب‌شان هم باشد اما هيچ وقت «سياست»مدار خوبی نبوده و نخواهد بود. و با همين سياست‌نافهمی و ايران را تبديل به موش آزمايشگاهی کردن برای يادگيری سياست، آن را به سمت ويرانه و بحران پيش می‌برد که برده است. اگر سياست، به معنای حيله‌گری و مديريت مبتنی بر منافع ملی هم باشد و به خاطر منافع و تضمين‌کننده آرامش و آزادی و رفاه «تمامِ» شهروندان يک کشور با کمترين امتياز باشد، ما «سياست» بخواهيم نه اعتقادات شخصی. ما برای امنيت و آرامش و رفاه ايران، سياستمدار و فردی بسيار مکار و حيله‌گر و باهوش بخواهيم نه نابخردِ صادق و بااعتقاد! صداقت و عقيده در دنيای سياست تنها فقط يک وسيله است و نه خودِ سياست. واقعيت تلخ و مرموزی است اما غير از اين است؟ بگذاريد اعتقاد به جای خود بماند و سياست و ديپلماسی کار خود را بکند. چيزی که دولت فعلی هر دو را نابخردانه بر باد داده است و تاوانش را همه‌ی ما «ايرانيان» در سراسر دنيا می‌دهيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:ایران امروز&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Feb 2007 07:44:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احتمال حمله به ايران تا پايان ماه آوريل، شواهد و اظهارات، شهير شهيدثالث</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=phototopstory&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;آن ها که با تکيه بر فرضيات خود از قبيل توان رزمی ايران، افزايش ناگهانی قيمت نفت، امکان حمله به نفتکش ها در تنگه هرمز، حمله به اسرائيل و سربازان آمريکا در عراق و نيز قدرت گرفتن دموکرات ها در صحنه سياسی آمريکا سخن از اين می رانند که &quot;آمريکا جرات حمله به ايران را ندارد&quot; از دانش کافی برخوردار نيستند 
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;در حاليکه محمود احمدی نژاد معتقد است &quot;آمريکا جرات حمله به ايران را ندارد&quot; احتمالا حمله به ايران تا پايان ماه آوريل صورت خواهد گرفت.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لئونيد ايواشو (Leonid Ivashov) فرمانده سابق نيروهای مسلح روسيه و معاون آکادمی امور ژئوپلتيک روسيه طی &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.globalresearch.ca/index.php?context=viewArticle&amp;amp;code=IVA20070124&amp;amp;articleId=4581&quot;&gt;مقاله ای&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt; پيش بينی می کند که آمريکا تا پايان ماه آوريل به ايران حمله خواهد کرد. ايواشو در مقاله خود با عنوان &quot;ايران بايد آماده مقابله با يک حمله اتمی باشد می نويسد: &quot;آمريکا از بمب اتمی عليه ايران استفاده خواهد کرد. اين دومين باری خواهد بود که پس از جنگ دوم و در جريان حمله به ژاپن از بمب اتمی استفاده می گردد. وی می گويد، زمانی که حمله به ايران آغاز گردد مطمئنا اسرائيل زير ضرب موشک های ايران قرار خواهد گرفت. اسرائيل با تحمل خساراتی که قابل تحمل خواهد بود چون يک قربانی جلوه گر شده و اينجاست که آمريکا دليل قاطع و اصيلی برای جهانيان خواهد داشت که ايران را به کيفر عملش برساند... رسانه ها و اطلاعات غلط و درست همگی دست بدست هم داده و موجی از هيستری ضد ايرانی در سراسر جهان براه خواهد افتاد...&quot;&lt;BR&gt;گسترده شدن فعاليت های ناوگان جنگی آمريکا در مديترانه در چارچوب طرح &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2005/05/14/AR2005051400071.html&quot;&gt;CONPLAN 8022&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;پنتاگون صورت می گيرد که بطور مشخص ناظر بر بکار بردن سلاح اتمی عليه ايران و کره شمالی است. سيمور هرش خبرنگار نيويورکر برای نخستين بار در سال گذشته افشا کرد که از تابستان گذشته پروازهای شبيه سازی شده (Simulated Flights) برای حمل و پرتاب سلاحهای اتمی در پنتاگون آغاز شده است.&lt;BR&gt;آنها که با تکيه بر فرضيات خود از قبيل توان رزمی ايران، افزايش ناگهانی قيمت نفت، امکان حمله به نفتکش ها در تنگه هرمز، حمله به اسرائيل و سربازان آمريکا در عراق و نيز قدرت گرفتن دموکرات ها در صحنه سياسی آمريکا سخن از اين می رانند که &quot;آمريکا جرات حمله به ايران را ندارد&quot; از دانش کافی برخوردار نيستند. &lt;BR&gt;آنان همان گونه که در شورای روابط خارجی آمريکا اظهار فضل نموده و جمعيت آمريکا را ۲۱۹ ميليون نفر عنوان می کنند (آمار مربوط به ۳۰ سال پيش و با تقريب ٨٠ ميليون خطا) و يا در نامه های سرگشاده خود به روسای جمهور کشور ها پيدايش صهيونيسم و اسرائيل را به جنگ دوم جهانی نسبت می دهند و ادعا می کنند اين مطلب را به دانشجويان خود نيز آموخته اند، در حاليکه اين جنبش ريشه در قرن نوزدهم دارد، در اين مورد هم بدليل فقدان شناخت و بينش سياسی سخت دچار اشتباه محاسبه هستند.&lt;BR&gt;آقای بوش با اختيارات فوق العاده گسترده از زمان سخنرانی &quot;وضعيت اتحاد&quot; امسال خود در ماه ژانويه با مرتبط کردن علت شکست آمريکا در عراق به کارشکنی ها و دامن زدن به بی ثباتی ها توسط ايران صراحتا اعلام کرد برای قطع و دفع نفوذ ايران دست به هر اقدامی خواهد زد.&lt;BR&gt;او با طرح اين مسئله در نظر دارد با همان مجوز حمله به عراق تکليف آمريکا و اسرائيل را با ايران يکسره کند. پرزيدنت بوش در اين رهگذر نه به تلفات انسانی و هزينه های سرسام آور، نه افزايش ناگهانی بهای نفت و نه حتی کاهش محبوبيت خود کمترين بهائی نمی دهد. طبق نوشته &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.umass.edu/~immerman/play/opinion05/WithoutADoubt.html&quot;&gt;نيويورک تايمز&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt; او معتقد است ماموريتی از جانب خداوند به او داده شده که ريشه افراط گرائی و بنياد گرائی اسلامی را بخشکاند. به گفته اين روزنامه اين که امروز مردم در مورد او چه فکر می کنند چندان اهميتی ندارد. بوش می گويد هم چنانکه چرچيل در تاريخ انگلستان جايگاه بزرگی يافت ۳۰ سال ديگر مردم آمريکا در خواهند يافت که وی منشاء چه خدمت بزرگی به آمريکا بوده است.&lt;BR&gt;آقای بوش و ديک چنی هيچ قدرت معارضی در برابر خود نمی بينند. ديک چنی وقتی در برابر سئوال خبرنگاری قرار گرفت که از وی پرسيد سنا لايحه ای را تصويب خواهد کرد که با افزايش نيروها در عراق مخالفت کند (البته اين مخالفت هيچ خاصيت اجرائی ندارد و تنها يک موضع گيری است) گفت: &quot;ما را متوقف نخواهد کرد.&quot; هفته پيش نيز رياست جمهوری زمانی که صحبت از مخالفت کنگره با اضافه کردن نيرو به ادامه جنگ شد گفت &quot;من هستم که تصميم می گيرم.&quot;&lt;BR&gt;از سوی ديگر با توجه به انتخابات پيش رو در سال ۲۰۰۸ چرا دموکراتها بايد بخواهند جورج بوش از اين باتلاق بيرون بيايد. عراق و متعاقب آن ايران بهترين حربه تبليغاتی در جريان مبارزات انتخاباتی ۲۰۰۸ خواهند بود که دموکراتها می توانند برروی آن سرمايه گذاری کنند. مرد قدرتمند جمهوری خواهان سناتور مک کين (McCain) که بخوبی دست دموکراتها را خوانده است در روز ۴ فوريه می گويد:&lt;BR&gt;&quot;اين صحيح نيست که با اين ماموريت (افزايش نيرو) لاينقطع مخالفت کنيد و بگوئيد بودجه برای آن تصويب نمی کنيد اما در عمل هيچ گونه اقدامی برای متوقف کردن آن بعمل نياوريد. من کاملا معتقدم که اگر شما ايمان داشتيد که اين ماموريت به قيمت جان آمريکائی های بيشتری می انجامد و طرحی شکست خورده است به هر نحوی بود از شکل گيری آن جلوگيری می کرديد.&quot; مک کين هم می داند که دموکراتها مخالفتشان با جنگ تنها جنبه صوری و تبليغاتی داشته و هيچ ريشه ای ندارد. هفته گذشته خانم کلينتون رئيس جمهور احتمالی آينده آمريکا در سخنرانی خود در محل بزرگترين گروه لابی اسرائيلی&quot; ايپک&quot; AIPAC ) ) صراحتا ايران را خطری برای آمريکا و اسرائيل خواند و اعلام کرد هيچ راه حلی برای مقابله با ايران مردود نيست.&lt;BR&gt;آقايان، بر روی دموکراتها شرط بندی نکنيد. هيلاری کلينتون، جان ادواردز و هر کانديدای ديگری برای موفقيت شديدا محتاج پول اند و لابی اسرائيل قدرتمندترين نيروی مالی در آمريکاست. (برای اطلاع بيشتر از ميزان اين نفوذ به&lt;U&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://ksgnotes1.harvard.edu/Research/wpaper.nsf/rwp/RWP06-011&quot;&gt;گزارش منتشر شده توسط دانشگاه هاروارد&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt; مراجعه کنيد)&lt;BR&gt;پايگاه اينترنتی روزنامه معتبر &quot;عرب تايمز&quot; کويت که به انتشار خبرهای انحصاری اشتهار دارد روز ۴ فوريه طی &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.arabtimesonline.com/arabtimes/kuwait/Viewdet.asp?ID=9548&amp;amp;cat=a&quot;&gt;مقاله ای&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt; بقلم احمد الجراره سردبير اين روزنانه تحت عنوان &quot;حمله نظامی آمريکا تا پايان ماه آوريل صورت خواهد گرفت&quot; می نويسد:&lt;BR&gt;&quot;حمله از سمت دريا صورت خواهد گرفت&quot; اين روزنامه با اشاره بيک منبع قابل اعتماد می نويسد &quot;پرزيدنت بوش اخيرا در جلسه ای بهمراه ديک چنی ، رابرت گيتس و رايس و دستياران آنها در کاخ سفيد برنامه حمله به ايران را در حد جزئيات مورد بحث و گفتگو قرار داده اند&quot;. همين منبع گفته است آقای ديک چنی در اين جلسه اين مسئله را بطور برجسته ای عنوان نموده &quot;که خطر ايران تنها برای عربستان نيست بلکه کل منطقه را شامل می گردد.&quot; مقاله سپس اشاره ای دارد به اينکه علت انتخاب ماه آوريل اينست که آخرين ماهی خواهد بود که تونی بلر در دفتر کارش حضور خواهد داشت. &lt;BR&gt;بخش دهشتناک اين مقاله حکايت از حمله به منابع نفت می کند چيزی که تا کنون در هيچ کجا و هيچ تحليلی ديده نشده بود. عرب تايمز به نقل از منبع خود می نويسد: &quot;آمريکا و متحدانش تاسيسات نفتی و هسته ای ايران را مورد هدف قرار می دهند و حداکثر تلاش را خواهند کرد که نتايج فاجعه آميزی در پی اين حمله پديد نيايد.&quot;&lt;BR&gt;مقاله در پايان با اشاره به مخالفت خانم رايس و رابرت گيتس می گويد آقای بوش و ديک چنی معتقدند که بر اساس درسی که از ماجرای عراق گرفته اند مذاکره و بحث و غيره سودی ندارد و بايد مستقيم دست بعمل زد.&lt;BR&gt;آيا جهنم عراق با &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2006/10/10/AR2006101001442.html&quot;&gt;۶۵۰۰۰۰&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt; کشته (از هر ۴۰ نفر يک نفر)، ويرانی کامل کشور و آوارگی ميليون ها کودک و پير و جوان در ايران نيز تکرار خواهد شد؟&lt;BR&gt;آنانکه اداره واقعی مملکت را در اختيار دارند بهتر است تا دير نشده جلوی تعدادی انسان خود شيفته، کم سواد و فاقد درک و دانش سياسی را که با شعار و &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tik.ir/display/?ID=32015&amp;amp;page=1&quot;&gt;شوخی&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt; و صرفا با اتکاء به ايدئولوژی، هفتاد ميليون نفر را به قتلگاه و مقابله ای بس خونين با غولی کم خرد که به زعم آنان جرات حمله را ندارد فرا می خوانند، بگيرند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Feb 2007 17:18:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلطنت، دیکتاتوری و حکومت</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=entry&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آنچه در ذیل می آید مقاله نشریه دانشجویی طعم آزادی است که در دانشگاه امیرکبیر منتشر می شد و به خاطر درج این مقاله ابتدا سه ماه توقیف و در نهایت بطور کامل لغو امتیاز شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=120 src=&quot;http://www.autnews.net/wp-content/uploads/iran.jpeg&quot; width=120 align=left&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;دیکره در زبان یونانی به معنای گفتن و تقریر کردن است و دیکته به معنای قانون بوده و دیکتاتور به قانون گذار گفته میشد که همان شخص پادشاه بود . اما این لفظ به دلایلی از جمله جاه طلبی حاکمان که به نام قانون به مردم زور می گفتند تغییر کرده و معنایی غیر از معنای اصلی خود گرفته و به شخص زورگو با عقایدی خشک و ایدیولوژیک گفته می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ایران به دلیل پیوندهای تاریخی که نظام سلطنتی با دیکتاتوری داشته همیشه این دو واژه معادل هم قرار گرفته اند در حالی که این یک اشتباه است و پادشاه یا ملکه به ویژه از صد سال پیش به این طرف نماد وحدت ملی در کشورهایی چون انگلستان هلند دانمارک سوید و ژاﭙن است . در واقع دو واژه ی سلطنت و حکومت از هم جدا شده اند و پس از آغاز قرن بیستم کسانی که می خواستند هم سلطنت کنند و هم حکومت بر افتادند . که نمونه هایی از آن را در کشورهای آلمان و روسیه داریم . حتا خوان کارلوس پادشاه کنونی اسپانیا نه به این دلیل که نوه ی آلفونسوی سیزدهم آخرین شاه اسپانیا پیش از دیکتاتوری فرانکو است بلکه به دلیل پشتیبانی از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی و هواداری از آزادیخواهان محبوب مردم گشته و توانسته است بر تخت باقی بماند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قرن گذشته که فاصله ی زیادی از آن نگرفته ایم تعداد حکومتهای پادشاهی بر مبنای مشروعیت موروثی بسیار کم شد اما دیکتاتوری بیشتر از قرون گذشته و در جلوه های زیادی از جمله مخفی شدن پشت مفهوم آزادی خواهی ، انقلاب ، و حتی دوکراسی ظاهر شده است . ظهور افرادی مانند هیتلر موسولینی استالین آتا ترک سوکارنو صدام و … به ما این حق را می دهد که این قرن را قرن دیکتاتوری بنامیم . هر چند فاسیشت موسولینی و نازیسم هیتلر را نمی شود با کمونیسم استالین مقایسه کرد ولی همه ی آنان در سرکوب مخالفان خود تلاش بسیار کرده اند و جنس همه ی این حکومتها دیکتاتوریست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما یک نکته ی جالب توجه در مورد دیکتاتوری وجود دارد که بسیاری از آزادیخواهان به خصوص در ایران به آن توجه نمی کنند . بر خلاف تصور آزادیخواهان ، دیکتاتوری همیشه برای بسیاری از مردم سرزمینها و تمدنهای مختلف جاذبه قوی داشته و دارد . دموکراسی از مردم می خواهد که در تک تک امور آزادانه تصمیم بگیرند و در نتیجه مسیولیت تصمیمی را که می کیرند نیز بر دوش بکشند . اما دیکتاتوری آزادی انتخاب را می گیرد ولی در عوض وعده ی نان و امنیت می دهد . و این همان چیزیست که بسیاری از افراد حاضر به فدا کردن آزادی خود در قبال به دست آوردن آن هستند . بدون آزادی می توان زنده بود ولی بدون نان نه . هر چند در نهایت در دیکتاتوری نه از آزادی خبری هست و نه از نان و امنیت .&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;دیکتاتوریهای به وجود آمده در دنیا هرچند با هم متفاوت هستند ولی دارای ویژگیهای مشترکی نیز بوده که می توان خصلتهای مسترکی را برای یک حکومت دیکتاتور در نظر گرفت . ویژگیهای عمومی دیکتتاتوریها را می توان به قرار زیر دسته بندی کرد&lt;BR&gt;انحصار طلبی و طرد غیر خودیها : صرف به میان آمدن بحث خودی و غیر خودی در روزنامه ها و نشریات سیاسی کشور یکی از نشانه های وجود دیکتاتوری در کشور است . هر چند برای اثبات این موضوع احتاجی حتا به آوردن چنین دلایلی نیست و همه ی ما طعم تلخش را چشیده ایم&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;از میان بردن قید و بندهای قانونی : فلسفه ی چنین قید و بندهایی محدود کردن قدرت حاکمان است که مبادا از قدرت خود در جهت منافع شخصی و حزبی خود سو استفاده کنند ( اعطای اختیارات بیشتر به شورای نگهبان در نظارت استصوابی یکی دیگر از مظاهر وحود چنین حکومتی در کسور است )&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;تصمیم گیری های تجاوزگرانه و شتابزده : حمله به کوی دانشگاه و استفاده ی بی رویه از حکم حکومتی در سالهای اخیر در مواقع بحرانی از مصادیق وجود چنین حکومتی در ایران است&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;استفاده از روشهای خشن برای کنترل سیاسی و اجتماعی&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;قرار گرفتن یک شخص به مدت طولانی در بالاترین نهادهای سیاسی ( در این زمینه دارای رکورد هستیم : رفسنجانی ، کروبی ، حبیبی ، جنتی و … را نام برد .)&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;و اما بپردازیم به تناقضی که درون حکومت دموکراسی هست . در هنگام تهدید امنیت ملی و جنگ داخلی یا خارجی یک حکومت دموکراتیک آزادی شهروندانش را محدود کرده و در چنین مواقعی حکومتهای دوکراتیک همچون انگلیس ، فرانسه ، امریکا اختیارات نامحدودی را هر چند به مدت محدود به رییس جمهور داده و این می تواند مقدمه ظهور دیکتاتوری شده و کیفیت دایمی پیدا کند . به واقع دموکراسی اجازه ی ظهور دیکتاتوری را می دهد ولی دیکتاتوری اجازه ی ظهور دموکراسی را نه . دیکتاتوری موسولینی در ایتالیا ، آتا ترک در ترکیه ، پیلسودسکی در لهستان ، سالازار در پرتغال و هیتلر در آلمان از این قبیل بود . ( جدا از اینکه هم اکنون بیست درصد مردم فرانسه به فاشیستها رای داده و آنها در مهمترین بازوهای قوه ی مجریه که با امنیت و حریم خصوصی شهروندان سر و کار دارد حضور دارند )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بله ، این همان اتفاقیست که در ایران بعد از جنگ شاهد آن بودیم . با همه ی این اوصاف ما شاهد حضور یک نوع دیکتاتوری خاص در ایران هستیم و این جمله ی عامیانه در مقایسه ی حکومت پهلوی و نظام فعلی غلط نیست که : در آن زمان یک شاه داشتیم و حالا چند شاه &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Feb 2007 08:25:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز حادثه-مهرداد شيباني</title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&quot;روز حادثه&quot; چنان نزديک است که کيهان تهران هم آن را درآستانه مي بيند. ارگان مرکزي &quot;طالبان ايراني&quot; که توانستند در کمترين مدت ايران را در وضعيت افغانستان و عراق قرار دهند، طلب آمادگي براي اين روز را دارد. سرداران همسنگر کيهان براي آمادگي سيستم دفاعي پيشرفته &quot;تورام يک&quot; را از روسيه تحويل مي گيرند. ارقام نجومي که صرف خريد اين سلاح ها شده، همان پول نفت است که بقول سعيدمدني&quot; بجاي سر سفره مردم توي جيب چين و روسيه&quot; مي رود. سپاه درگرمساراين سيستم را امتحان مي کند تا ببيند مي تواند حريم دفاعي تهران را حفظ کند يا نه. سردار رحيم صفوي، فرمانده کل سپاه پاسداران، که ازآتش بياران اصلي معرکه است، از سرکوب تجاوز در روز حادثه مي گويد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;حادثه&quot; آنطور که روزنامه انگليسي تايمز از قول رهبر جمهوري اسلامي مي نويسد و سايت سردار محسن رضائي بازتاب مي دهد، تنها قصد &quot;توقف برنامه هسته اي ايران را ندارد&quot; بلکه &quot;به نابودي رژيم ايران&quot; کمر بسته است. بي بي سي هم از قول يک مقام امريکائي اين نظر راتائيد مي کند: &quot;حمله تنها به از کار انداختن تاسيسات اتمي ايران محدود نمي شود، بلکه ممکن است دامنه گسترده تري پيداکند.&quot; در آخرين ساعات روز چهارشنبه عمرو موسي، دبيرکل اتحاديه عرب در آستانه تشکيل کنفرانس داوس گفت: &quot;احتمال حمله آمريکا به ايران وجود د ارد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين اخبار ـ که خلاصه و آخرين آنهاست و فقط مشتي نمونه خروار- زير سانسور شديد، شکسته بسته به گوش مردم ايران مي رسد و نگراني گسترده اي رادامن مي زند. غير از احمدي نژاد که به تلويزيون مي آيد تاپاسخ دو مشکل اصلي رابدهد: &quot;کدام گراني؟ کدام نگراني؟&quot; و با تاکيد مي گويد: &quot;آمريکا قصدحمله به ايران راندارد&quot; فقط علي لاريجاني که باشراکت هم اين فاجعه را سبب شده اند، با او موافق است. او که بااجراي دکترين برادرش محمد جواد لاريجاني کار را به اينجا رسانده، خودرا به قم مي رساند تا نگراني&quot; آيات عظام&quot; را رفع کند و لابد مانند مصاحبه مطبوعاتي خود بگويد: &quot; دشمنان، قدرت حمله نظامي به ايران را ندارند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بقيه نگرانند. همه نگرانند. از آيت اله منتظري در محدوديت تا ما اسيران غربت که خانه پدري را در خطر مي بينيم. اصلاح طلباني که دردفتر مهدي کروبي گردآمده اند، حرف هايشان راجمع بندي مي کنند: &quot;مردم از اوضاع کشور نگران هستند.&quot; حسين مرعشي که هميشه مي توان، در سخنان او نظريات هاشمي رفسنجاني را ديد، درهمين جلسه مي گويد: &quot;سخنان احمدي نژاد دشمنان راعليه ما بسيج کرده است.&quot; همان حرفي که مارگارت بکت، وزير خارجه انگلستان مي زند: &quot;جهان در مقابل ايران متحد است.&quot; اطلاعات موجود هم نظر او را تائيد مي کنند. سايت &quot;جهان سوسياليسم&quot; اين هفته آخرين آمار نيروهاي امريکائي درمنطقه را مي دهد: &quot;درحال حاضر امريکا علاوه بر نيروئي که درعراق و افغانستان مستقر کرده، 40 هزار نيروي نظامي نيز در کشورهاي حوزه خليج فارس دارد. از جمله در کويت حدود 25 هزار، در قطر حدود 6500 و دربحرين حدود 3 هزار و در امارت عربي 1300 نيروي نظامي دارد. همچنين واحدهاي ويژه اي نيز در کشور هاي عمان و عربستان سعودي مستقرند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بيانيه شديد اللحن وبي سابقه اتحاديه اروپا فقط به ايران تا اوائل فوريه- 5 روز ديگر- مهلت مي دهد. خبر مي رسد که امريکائي ها به سرعت در مرز ايران و عراق مشغول ايجادپايگاه نظامي هستند. ژاک شيراک، رئيس جمهور فرانسه اعلام مي کند که سفر &quot;فرستاده ويژه&quot; به ايران به حالت تعليق در آمده است. خانم سگولن رويال که دارد آماده مي شودتا جاي ژاک شيراک بنشيند، حتي مخالف اين است که ايران انرژي هسته اي صلح آميز داشته باشد. کوندوليزا رايس مذاکره با ايران را تنها در صورت توقف غني سازي ممکن مي داند و براي اولين باراز خواست جمهوري اسلامي پرده بر مي دارد: &quot;ايران باج مي خواهد. اين تلکه است. سياست نيست.&quot; مي توان حدس زد به &quot;تضمين بقاي نظام&quot; که مقامات جمهوري اسلامي شرط هرنوع توافق اعلام کرده اند، اشاره دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارشنبه اي که هفته ايراني رو به پايان است، نيکلاس برنز در واقع به ايران &quot;اعلام جنگ&quot; مي دهد. او مي گويد: &quot;خليج فارس جايي نيست که ايران هوس کنترل آن را در سر داشته باشد.&quot; چند ساعت بعد از اين سخنان، جرج بوش در سخنراني ساليانه خود در برابر جلسه مشترک نمايندگان و سناي آمريکا 5 بار از ايران نام مي برد و دست روي موضوعي مي گذارد که استراتژي جديد آمريکا بر آن استوار است. بوش مي گويد: &quot;در اين مقطع هيچ چيز براي آمريکا حياتي تراز پيروزي در خاورميانه نيست. همانطور که شبکه القاعده از سني هاي افراطي درعراق و افغانستان حمايت مي کند، ايران هم به تروريست هاي شيعه در عراق و لبنان کمک مي رساند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صحنه نبرداصلي آغاز قرن حاضر، خاورميانه است که به گفته منوچهرمتکي، وزير خارجه جمهوري اسلامي: &quot; درحال ورود به يک موقعيت جنگي است.&quot; ميدان نبردي که جمهوري اسلامي ميليون ها دلار هزينه کرد تا &quot; روز حادثه&quot; در آن سنگر بندي شود: عراق و لبنان. تجهيز نيروهاي شبه نظامي زير نظر سپاه قدس و آماده سازي افکارعمومي مسلمانان منطقه باسخنراني هاي ضد اسرائيلي احمدي نژاد، دو بال سياستي بود که مي خواست امريکا را درباتلاق گرفتار کند و در ازاي نجاتش سند بقا بگيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمريکا و جهاني که توانست با خودمتحد کند، حمله را درست به اين دوبال شروع کرد. حمله به ايران از خارج ايران شروع شد، با اين بر آورد که انعکاس اين حمله در داخل تاثير جدي خود را خواهد گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جداسازي سوريه از ايران، در پي مذاکرات طولاني و پنهان سوريه ـ اسرائيل در آستانه رسيدن به نتيجه است. روزنامه اعتماد ملي، چهارشنبه اين هفته نوشت: &quot;صلح بين سوريه و اسرائيل ظرف شش ماه آينده امکان پذير است.&quot; صلحي که نتيجه آن تنها ماندن جمهوري اسلامي در منطقه در برابر آمريکا، اروپا و اعراب ميانه رو- ازجمله تمامي همسايگان عرب ايران - است. تنها مي ماند هوگوچاوز که &quot;روز حادثه&quot; در آن سر دنيا معجزه اي بکند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاکتيک بعدي آمريکا، حذف جمهوري اسلامي از عراق است که با دستگيري 5 افسر امنيتي ايران دراربيل آغاز شد.زلماي خليل زادهم در آخرين ساعات روز چهارشنبه در يک کنفرانس مطبوعاتي اعلام کرد که در چند روز آينده مدارکي از دخالت افراد دستگير شده که افسران ارشد سپاه پاسداران هستند در قاچاق اسلحه به عراق ارائه خواهد شد. بازداشت 400 عضو &quot;جيش مهدي&quot; و از جمله يک عضو رهبري اين گروه وابسته به سپاه قدس ادامه عملياتي است که هدفش از ميان بر داشتن &quot;تروريست هاي شيعه&quot; درعراق است. سخنان بوش درکنگره آمريکا، ادامه سياستي است که مقابله اسرائيل ـ اسلام را به نبرد سني ـ شيعه تبديل مي کند. تاکتيکي که به نوشته سايت انتخاب سبب &quot;آتش افروزي اعراب منطقه&quot; عليه جمهوري اسلامي خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طالبان ايراني که دربازي هاي امنيتي ـ نظامي مهارت دارند، بلافاصله بعد از اولين پيروزي هاي تاکتيکي درمتن استراتژي جديد آمريکا، توپ را به زمين لبنان انداختند. تظاهرات به سبک &quot;انقلاب اسلامي&quot; که آخر هفته درلبنان و توسط &quot;حزب اله&quot; براه افتاد و کيهان هم آن را&quot; اعتصاب ملي&quot; ناميد، درهمين چهارچوب ارزيابي مي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا جهان متحد عليه ايران به اين تاکتيک نيانديشده است؟ آيا مردم لبنان سرنوشت کشور خود را بدست حزب اله خواهند سپرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رويدادهاي منطقه، که با وجود خفقان و سانسور بي سابقه در ايران منعکس شد، در تغيير آرايش قواي سياسي تاثير بخشيد و راه برون رفت از بحران کنوني و چشم انداز آينده سياسي رادر دستور کار قرار داد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محور خاتمي- هاشمي ـ کروبي با اعزام فوري سيدمحمدخاتمي به کنفرانس جهاني &quot;داوس&quot; سياست هميشگي &quot;مذاکره با جهان&quot; براي &quot;حفظ نظام&quot; را فعال کرد. آيا رهبران اصلي اقتصاد و سياست جهان که دراين کنفرانس گرد آمده اند، به سخنان خاتمي اعتماد خواهند کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جواب اين پرسش هرچه باشد، فضاي عمومي ايران متوجه آينده دورتري است. گسترش بي سابقه شايعه درگذشت رهبر جمهوري اسلامي، چاپ عکس دو نفره آيت اله خامنه اي با هاشمي رفسنجاني و پخش مکرر سخنراني معروف آيت اله خميني ازتلويزيون، راه را براي تحليل هاي گوناگون باز کرده است. پخش اين سخنان رهبر پيشين انقلاب اسلامي: &quot;اگر من هم نباشم، کس ديگري هست&quot; تغيير رهبري را به مرکز شايعات در کشوري که شايعه از خبرموثق بيشتر در آن به واقعيت مي پيوندد، تبديل کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه خواهدشد؟ آيا رهبر جمهوري اسلامي به توصيه يوشکا فيشر گوش خواهد کردو به &quot;مصلحت ها&quot; خواهد انديشيد وجام تلخي رابه سياق آِيت آله خميني سر خواهدکشيد؟ آيا دراقدامي درونزا رهبري انقلاب به شوراي سه نفر خاتمي ـ هاشمي ـ کروبي منتقل خواهد شد و ايران با جهان در پاي ميز مذاکره خواهد نشست؟ آيا طالبان ايراني مصاف را با همتايان تند روي آمريکائي خود ادامه خواهند داد و ايران را به سرنوشت افغانستان و عراق دچار خواهند کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاسخ اين پرسش ها کار فرداست. اما، امروز يک چيز کاملا روشن است. ميهن ما درخطر است. ايران در آستانه حادثه اي تاريخي است که آن راقرباني &quot;ايدئولوژي&quot; گروهي خاص خواهدکرد که فارسي حرف مي زنند اماچفيه عربي مي بندند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خطر، تنها ويراني شهرها، کشتار مردمان و نابودي زير بناي اقتصاد کشور نيست؛ تاريخ ايران انباشته از اين ماجراهاست. خطر هولناک، تجزيه ايران است. ايران تنها کشور بزرگ منطقه است که در دو قرن گذشته مرزهايش جابجا نشده است. شاهان قاجار که در شهوت جهانگشائي شرايط روز را در نيافتند، به استخاره روحانيون به نبرد &quot;کفار&quot; رفتند و 12 استان زرخيز ايران راتسليم روسيه کردند. نتيجه &quot;صدور انقلاب&quot; حاکمان کنوني، از ميان بردن اسرائيل و جهاني کردن اسلام، اين خواهد بود که سالي ديگر، سالياني ديگر مانند رفتن به ترکمنستان و.....براي سفر به خوزستان و کردستان و آذربايجان و بلوچستان بايد ويزا گرفت؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;واي بر ما. واي برويرانگران ايران.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;چشم انداز &quot;روز حادثه&quot; پيداست. اما اين روز تکرار &quot;عاشورا&quot; نيست. شهيد اين روز، سر زميني باستاني به نام ايران است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;منبع:روزآنلاین&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Jan 2007 05:47:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نيمه زشت درون-نوشابه اميري </title>
<link>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>مي گويند هنگام انتخابات رياست جمهوري نهم، برخي از دست اندرکاران جمهوري اسلامي، به علت ويژه اي با نامزد شدن آقاي محمود احمدي نژاد مخالف بودند: شکل ظاهري رئيس جمهور آينده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و کسي را مي شناسم که اتفاقا با استناد به اينکه تنگي چشم، بزرگي بيني، گشادي دهان، کوتاهي قد و... دلايل خوبي براي راي ندادن به کانديداي مقابل اکبر هاشمي رفسنجاني نيستند، به &quot;دکتر محمود احمدي نژاد&quot; راي داد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مي گفت: چه بسيار تنگ چشماني که گشاده رويي شان، راه بر ديدن چشمان شان مي بندد؛ چه بسيار دهان گشاداني که چون سخن آغاز مي کنند، جز گزيده از دهانشان شنوده نمي شود؛ چه فراوان کوتاه قداني که به قوزک آرزوهاي انساني شان نيز نمي رسي و...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد هم همه اينها را به&quot;بچه ي فقر&quot; بودن احمدي نژاد ربط مي داد: کسي که از پايين ترين لايه هاي فقر برخاسته؛ کسي که گرسنگي را تا پايان عمر با خود بدين سوي و آن سوي خواهد برد؛ کسي که پينه هاي دستان پدري آهنگر را از ياد نخواهد برد؛ کسي که.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه او کار خود کرد و ما کار خود. آنچه از صندوق ها در آمد، همان بود که او مي خواست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و من امروز سخنم از اوست؛ آنکه ديگران زشتي برونش را ناديده گرفتند به اميد درون زيبا: محمود احمدي نژاد. هم او که اگر چه هم اندازه قد خويش باقي ماند، اما به هر روي چهره بيروني کساني است که براي &quot;محتواي&quot; ناميمون خويش،&quot; شکلي&quot; مناسب يافته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;*** &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ايران ما، امروز عرصه شلنگ اندازي همه نيروهاي اهريمني ست. گويي تمام ديوهاي دربند کشيده تاريخ، که از اولين روز انقلاب، در اينجا و آنجا بند از پاي برگشودند، در اين نقطه تاريخي به يکديگر پيوسته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر روزگاري چاقوکشان محله ها و قداره بندان مخفي، نقاب از چهره برداشتند و با از چارچوب در آوردن درب&quot;امنيه ها&quot;، نقش&quot;امنيه چي&quot; هاي انقلاب را بر عهده گرفتند، امروزهمان ها با تکيه بر ثروت ملي و ايجاد هراس عمومي، از چارچوب برکشيدن درب هاي ميهن ما را نشانه گرفته اند و به يک دليل روشن: &quot;ديو&quot; تنها در تاريکي و هراس است که دوام مي آورد، زاد و ولد مي کند و مي ماند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما ميهن ما به بند کشيدن ديوها را نيز، کم نيازموده. همه تاريخ ما، سراسر در نبرد نور و تاريکي گذشته است. و امروز بيش از هر زمان وقت پيوستن قطره هاي نور است. از هر مسلک و مرام، از هر رنگ و هر زبان. ترک، بلوچ، فارس، کرد، لر... ايراني؛ همه و همه و با يک هدف: استقرار نور در سرزميني که ديو، زشت ترين چهره اش را به نابودي زيبايي آن گمارده است. چهره اي که سراسر ميهن ما را به نام&quot;مهرورزي&quot; مي نوردد تا بذر نابودي بکارد؛ آنکه به زبان ما سخن نمي گويد؛ همان که مي انديشد در برابر وي&quot; همه جا زده اند&quot;. همان که اين روزها دست به دعا برداشته تا باران جنگ بر سرزمين ما سرريز شود و خاک مارا بروبد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نيمه زشت برون را که پس زنيم، از نيمه زشت درون هيچ نخواهد ماند.&quot;زشت&quot; موجودي که اگر امروز پسش نرانيم، خيمه اي تا قيامت در ميهن ما به پا خواهد کرد. نگذاريم موزه ها و آموزه هاي ميهن ما جولانگاه &quot;زشت&quot; سيرتان و &quot;زشت&quot; صورتان شود. ما جز ميهن خود، هيچ نداريم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Jan 2007 09:12:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bardashtehazad&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>bardashtehazad</dc:creator>
<guid>http://bardashtehazad.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
